minted

[ایالات متحده]/ˈmɪntɪd/
[بریتانیا]/ˈmɪntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاملاً جدید؛ تازه ساخته شده؛ به تازگی تکمیل شده

عبارات و ترکیب‌ها

minted coins

سکه های ضرب شده

newly minted

به تازگی ضرب شده

minted money

پول های ضرب شده

minted notes

یادداشت های ضرب شده

minted tokens

توکن های ضرب شده

minted currency

ارزهای ضرب شده

minted medals

مدال های ضرب شده

minted stamps

تمبرهای ضرب شده

minted assets

دارایی های ضرب شده

minted goods

کالا های ضرب شده

جملات نمونه

the coins were freshly minted.

سکه ها به تازگی ضرب شدند.

the company minted a new line of products.

شرکت یک خط جدید از محصولات را ضرب کرد.

he minted his own cryptocurrency.

او ارز دیجیتال خود را ضرب کرد.

they minted limited edition collectibles.

آنها کلکسیون های محدود را ضرب کردند.

the artist minted several unique pieces.

هنرمند چندین قطعه منحصر به فرد ضرب کرد.

she minted her first nft last week.

او اولین NFT خود را هفته گذشته ضرب کرد.

the government minted new currency notes.

دولت اوراق پول جدید را ضرب کرد.

they minted commemorative coins for the anniversary.

آنها سکه های یادبود برای سالگرد ضرب کردند.

the organization minted a new badge for members.

سازمان نشان جدیدی برای اعضا ضرب کرد.

he minted a fortune with his innovative ideas.

او با ایده های نوآورانه خود ثروت زیادی به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید