misapplying

[ایالات متحده]/ˌmɪsəˈplaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmɪsəˈplaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. استفاده نادرست از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

misapplying rules

اعمال نادرست قوانین

misapplying methods

اعمال نادرست روش‌ها

misapplying principles

اعمال نادرست اصول

misapplying concepts

اعمال نادرست مفاهیم

misapplying strategies

اعمال نادرست استراتژی‌ها

misapplying techniques

اعمال نادرست تکنیک‌ها

misapplying knowledge

اعمال نادرست دانش

misapplying data

اعمال نادرست داده‌ها

misapplying tools

اعمال نادرست ابزارها

misapplying standards

اعمال نادرست استانداردها

جملات نمونه

misapplying the rules can lead to confusion.

اعمال نادرست قوانین می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

he was misapplying the techniques he learned in class.

او تکنیک‌هایی را که در کلاس آموخته بود، به درستی به کار نمی‌برد.

misapplying the software may cause data loss.

استفاده نادرست از نرم‌افزار ممکن است باعث از دست رفتن داده‌ها شود.

they are misapplying the principles of economics.

آنها اصول اقتصاد را به درستی به کار نمی‌برند.

misapplying the law could result in serious consequences.

اعمال نادرست قانون می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she realized she was misapplying the advice given to her.

او متوجه شد که نصایحی که به او داده شده بود را به درستی به کار نمی‌برد.

misapplying strategies can hinder progress.

استفاده نادرست از استراتژی‌ها می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

he was misapplying his knowledge in the project.

او دانش خود را در پروژه به درستی به کار نمی‌برد.

misapplying the concepts can lead to misunderstandings.

استفاده نادرست از مفاهیم می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she warned him about misapplying the techniques.

او به او در مورد استفاده نادرست از تکنیک‌ها هشدار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید