abusing power
سوء استفاده از قدرت
abusing alcohol
سوء استفاده از الکل
abusing drugs
سوء استفاده از مواد مخدر
being abused
مورد آزار قرار گرفتن
abused child
کودک مورد آزار
abusing trust
سوء استفاده از اعتماد
abusing position
سوء استفاده از موقعیت
abusing influence
سوء استفاده از نفوذ
abusing authority
سوء استفاده از اقتدار
abusing resources
سوء استفاده از منابع
the company is being investigated for abusing its market dominance.
شرکت به دلیل سوء استفاده از سلطه خود در بازار مورد تحقیق قرار دارد.
he was accused of abusing his position of power to get ahead.
اتهام وارد شده به او سوء استفاده از موقعیت قدرت برای پیشی گرفتن بود.
the coach warned the player against abusing his talent.
مربی به بازیکن در مورد سوء استفاده از استعدادش هشدار داد.
they were abusing the trust placed in them by the community.
آنها از اعتمادی که جامعه به آنها سپرده بود، سوء استفاده میکردند.
the government is accused of abusing its authority to silence dissent.
دولت متهم به سوء استفاده از قدرت خود برای خاموش کردن مخالفان است.
she felt like she was constantly being abused by her ex-partner.
او احساس میکرد که شریک سابقش دائماً از او سوء استفاده میکند.
the system is open to being abused by those seeking to exploit it.
این سیستم در برابر سوء استفاده توسط کسانی که به دنبال بهره برداری از آن هستند، باز است.
he admitted to abusing alcohol and struggling with addiction.
او اعتراف کرد که از الکل سوء استفاده میکند و با اعتیاد دست و پنجه نرم میکند.
the child suffered from emotional abuse and neglect.
کودک از سوء استفاده و بیتوجهی عاطفی رنج میبرد.
the team was penalized for abusing the rules of the game.
تیم به دلیل سوء استفاده از قوانین بازی جریمه شد.
it's wrong to be abusing animals; it's a cruel and inhumane act.
سوء استفاده از حیوانات اشتباه است؛ این یک عمل بیرحمانه و غیرانسانی است.
abusing power
سوء استفاده از قدرت
abusing alcohol
سوء استفاده از الکل
abusing drugs
سوء استفاده از مواد مخدر
being abused
مورد آزار قرار گرفتن
abused child
کودک مورد آزار
abusing trust
سوء استفاده از اعتماد
abusing position
سوء استفاده از موقعیت
abusing influence
سوء استفاده از نفوذ
abusing authority
سوء استفاده از اقتدار
abusing resources
سوء استفاده از منابع
the company is being investigated for abusing its market dominance.
شرکت به دلیل سوء استفاده از سلطه خود در بازار مورد تحقیق قرار دارد.
he was accused of abusing his position of power to get ahead.
اتهام وارد شده به او سوء استفاده از موقعیت قدرت برای پیشی گرفتن بود.
the coach warned the player against abusing his talent.
مربی به بازیکن در مورد سوء استفاده از استعدادش هشدار داد.
they were abusing the trust placed in them by the community.
آنها از اعتمادی که جامعه به آنها سپرده بود، سوء استفاده میکردند.
the government is accused of abusing its authority to silence dissent.
دولت متهم به سوء استفاده از قدرت خود برای خاموش کردن مخالفان است.
she felt like she was constantly being abused by her ex-partner.
او احساس میکرد که شریک سابقش دائماً از او سوء استفاده میکند.
the system is open to being abused by those seeking to exploit it.
این سیستم در برابر سوء استفاده توسط کسانی که به دنبال بهره برداری از آن هستند، باز است.
he admitted to abusing alcohol and struggling with addiction.
او اعتراف کرد که از الکل سوء استفاده میکند و با اعتیاد دست و پنجه نرم میکند.
the child suffered from emotional abuse and neglect.
کودک از سوء استفاده و بیتوجهی عاطفی رنج میبرد.
the team was penalized for abusing the rules of the game.
تیم به دلیل سوء استفاده از قوانین بازی جریمه شد.
it's wrong to be abusing animals; it's a cruel and inhumane act.
سوء استفاده از حیوانات اشتباه است؛ این یک عمل بیرحمانه و غیرانسانی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید