abusing

[ایالات متحده]/[ˈæbjuːzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈæbjuːzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of abuse) از چیزی به نحو بدی استفاده کردن یا برای هدفی که برای آن در نظر گرفته نشده استفاده کردن؛ با ناراحتی یا خشونت با کسی رفتار کردن؛ از کسی یا چیزی سوء استفاده کردن.
adj. شامل یا مشخص شده با سوء استفاده.

عبارات و ترکیب‌ها

abusing power

سوء استفاده از قدرت

abusing alcohol

سوء استفاده از الکل

abusing drugs

سوء استفاده از مواد مخدر

being abused

مورد آزار قرار گرفتن

abused child

کودک مورد آزار

abusing trust

سوء استفاده از اعتماد

abusing position

سوء استفاده از موقعیت

abusing influence

سوء استفاده از نفوذ

abusing authority

سوء استفاده از اقتدار

abusing resources

سوء استفاده از منابع

جملات نمونه

the company is being investigated for abusing its market dominance.

شرکت به دلیل سوء استفاده از سلطه خود در بازار مورد تحقیق قرار دارد.

he was accused of abusing his position of power to get ahead.

اتهام وارد شده به او سوء استفاده از موقعیت قدرت برای پیشی گرفتن بود.

the coach warned the player against abusing his talent.

مربی به بازیکن در مورد سوء استفاده از استعدادش هشدار داد.

they were abusing the trust placed in them by the community.

آنها از اعتمادی که جامعه به آنها سپرده بود، سوء استفاده می‌کردند.

the government is accused of abusing its authority to silence dissent.

دولت متهم به سوء استفاده از قدرت خود برای خاموش کردن مخالفان است.

she felt like she was constantly being abused by her ex-partner.

او احساس می‌کرد که شریک سابقش دائماً از او سوء استفاده می‌کند.

the system is open to being abused by those seeking to exploit it.

این سیستم در برابر سوء استفاده توسط کسانی که به دنبال بهره برداری از آن هستند، باز است.

he admitted to abusing alcohol and struggling with addiction.

او اعتراف کرد که از الکل سوء استفاده می‌کند و با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کند.

the child suffered from emotional abuse and neglect.

کودک از سوء استفاده و بی‌توجهی عاطفی رنج می‌برد.

the team was penalized for abusing the rules of the game.

تیم به دلیل سوء استفاده از قوانین بازی جریمه شد.

it's wrong to be abusing animals; it's a cruel and inhumane act.

سوء استفاده از حیوانات اشتباه است؛ این یک عمل بی‌رحمانه و غیرانسانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید