mistrusts authority
بیاعتمادی به اقتدار
mistrusts others
بیاعتمادی به دیگران
mistrusts intentions
بیاعتمادی به نیتها
mistrusts motives
بیاعتمادی به انگیزهها
mistrusts information
بیاعتمادی به اطلاعات
mistrusts decisions
بیاعتمادی به تصمیمات
mistrusts systems
بیاعتمادی به سیستمها
mistrusts leaders
بیاعتمادی به رهبران
mistrusts processes
بیاعتمادی به فرآیندها
mistrusts change
بیاعتمادی به تغییر
she mistrusts his intentions.
او نیتهای او را به چشم ترد میکند.
he mistrusts anyone who is too friendly.
او به هر کسی که بیش از حد دوستانه است، اعتماد ندارد.
they mistrust the information provided by the media.
آنها اطلاعات ارائه شده توسط رسانه ها را به چشم ترد می کنند.
she mistrusts the motives behind his actions.
او انگیزههای پشت اقدامات او را به چشم ترد میکند.
many people mistrust politicians.
بسیاری از مردم سیاستمداران را به چشم ترد میکنند.
he mistrusts the advice given by strangers.
او نصایح افراد غریبه را به چشم ترد میکند.
she mistrusts the promises made by the company.
او وعدههای شرکت را به چشم ترد میکند.
they mistrust technology due to privacy concerns.
آنها به دلیل نگرانیهای حریم خصوصی، فناوری را به چشم ترد میکنند.
he mistrusts her judgment in financial matters.
او قضاوت او در امور مالی را به چشم ترد میکند.
she mistrusts the results of the survey.
او نتایج نظرسنجی را به چشم ترد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید