miscount

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈkaʊnt/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈkaʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست شمردن
n. یک شمارش نادرست
vt. محاسبه نادرست کردن
vi. به طور اشتباه شمردن

عبارات و ترکیب‌ها

miscount error

خطای شمارش

miscount issue

مشکل شمارش

miscount problem

مشکل شمارش

miscount results

نتایج شمارش

miscount data

اطلاعات شمارش

miscount figures

اعداد شمارش

miscount votes

آرا شمارش

miscount tally

شمارش نهایی

miscount check

بررسی شمارش

miscount report

گزارش شمارش

جملات نمونه

the accountant realized he had a miscount in the financial report.

محاسب متوجه شد که در گزارش مالی اشتباهی در شمارش وجود دارد.

if you miscount the votes, the results could be challenged.

اگر آرا را نادرست شمارید، نتایج می توانند مورد اعتراض قرار گیرند.

she was embarrassed after a miscount during the presentation.

او پس از یک اشتباه در شمارش در طول ارائه، شرمنده شد.

the team leader warned us not to miscount the inventory.

رهبر تیم به ما هشدار داد که موجودی را نادرست شماریم.

it’s crucial to double-check to avoid a miscount.

برای جلوگیری از اشتباه در شمارش، بررسی مجدد بسیار مهم است.

the miscount led to a delay in the project timeline.

اشتباه در شمارش منجر به تاخیر در جدول زمانی پروژه شد.

after the miscount, they had to recount everything from scratch.

پس از اشتباه در شمارش، آنها مجبور شدند همه چیز را از ابتدا دوباره شمارش کنند.

he apologized for the miscount during the meeting.

او برای اشتباه در شمارش در طول جلسه عذرخواهی کرد.

to prevent a miscount, we implemented a new tracking system.

برای جلوگیری از اشتباه در شمارش، ما یک سیستم ردیابی جدید اجرا کردیم.

the miscount was discovered only after the event concluded.

اشتباه در شمارش تنها پس از پایان رویداد کشف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید