miscreate

[ایالات متحده]/ˌmɪs.kriˈeɪt/
[بریتانیا]/ˌmɪs.kriˈeɪt/

ترجمه

v. چیزی را به اشتباه ایجاد کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmiscreates
صفت یا فعل حال استمراریmiscreating
زمان گذشتهmiscreated
قسمت سوم فعلmiscreated

عبارات و ترکیب‌ها

miscreate chaos

ایجاد هرج و مرج

miscreate problems

ایجاد مشکلات

miscreate conflict

ایجاد تضاد

miscreate fear

ایجاد ترس

miscreate doubt

ایجاد تردید

miscreate tension

ایجاد تنش

miscreate issues

ایجاد مسائل

miscreate division

ایجاد تفرقه

miscreate obstacles

ایجاد موانع

miscreate misunderstanding

ایجاد سوء تفاهم

جملات نمونه

sometimes we miscreate our own problems.

گاهی اوقات ما ناخواسته مشکلات خود را ایجاد می‌کنیم.

they tend to miscreate their expectations.

آنها تمایل دارند انتظارات خود را به طور نادرست شکل دهند.

we should learn not to miscreate conflicts.

ما باید یاد بگیریم که چگونه درگیری‌ها را به وجود نیاوریم.

it's easy to miscreate a negative atmosphere.

ایجاد یک فضای منفی آسان است.

he didn't intend to miscreate the situation.

او قصد ایجاد این وضعیت را نداشت.

miscreating relationships can lead to misunderstandings.

ایجاد روابط نادرست می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

we often miscreate our own limitations.

ما اغلب محدودیت‌های خود را به وجود می‌آوریم.

she realized she had miscreated her own fears.

او متوجه شد که ترس‌های خود را ایجاد کرده است.

miscreating goals can hinder our progress.

تعیین اهداف نادرست می‌تواند پیشرفت ما را مختل کند.

it's crucial not to miscreate our priorities.

بسیار مهم است که اولویت‌های خود را به وجود نیاوریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید