misdone

[ایالات متحده]/mɪsˈdʌn/
[بریتانیا]/mɪsˈdʌn/

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از misdo

عبارات و ترکیب‌ها

misdone work

کار انجام شده

misdone task

وظیفه انجام شده

misdone project

پروژه انجام شده

misdone job

کار انجام شده

misdone assignment

تکلیف انجام شده

misdone action

اقدام انجام شده

misdone decision

تصمیم انجام شده

misdone plan

برنامه انجام شده

misdone analysis

تجزیه و تحلیل انجام شده

misdone procedure

روش انجام شده

جملات نمونه

his project was misdone from the start.

این پروژه از ابتدا به درستی انجام نشد.

the report was misdone, leading to confusion.

گزارش به درستی انجام نشد که منجر به سردرگمی شد.

she realized her calculations were misdone.

او متوجه شد محاسباتش به درستی انجام نشده است.

the presentation was misdone, frustrating the audience.

ارائه به درستی انجام نشد و باعث ناراحتی مخاطبان شد.

many tasks were misdone due to lack of guidance.

به دلیل نداشتن راهنمایی، بسیاری از کارها به درستی انجام نشدند.

his efforts were misdone, but he learned from them.

تلاش های او به درستی انجام نشد، اما او از آنها درس گرفت.

the artwork was misdone, missing key details.

هنر به درستی انجام نشد و جزئیات کلیدی را از دست داد.

they acknowledged that the assignment was misdone.

آنها پذیرفتند که این تکلیف به درستی انجام نشده است.

after reviewing, it was clear the task was misdone.

پس از بررسی، مشخص شد که این کار به درستی انجام نشده است.

his attempt to fix the issue was misdone.

تلاش او برای رفع مشکل به درستی انجام نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید