misdone work
کار انجام شده
misdone task
وظیفه انجام شده
misdone project
پروژه انجام شده
misdone job
کار انجام شده
misdone assignment
تکلیف انجام شده
misdone action
اقدام انجام شده
misdone decision
تصمیم انجام شده
misdone plan
برنامه انجام شده
misdone analysis
تجزیه و تحلیل انجام شده
misdone procedure
روش انجام شده
his project was misdone from the start.
این پروژه از ابتدا به درستی انجام نشد.
the report was misdone, leading to confusion.
گزارش به درستی انجام نشد که منجر به سردرگمی شد.
she realized her calculations were misdone.
او متوجه شد محاسباتش به درستی انجام نشده است.
the presentation was misdone, frustrating the audience.
ارائه به درستی انجام نشد و باعث ناراحتی مخاطبان شد.
many tasks were misdone due to lack of guidance.
به دلیل نداشتن راهنمایی، بسیاری از کارها به درستی انجام نشدند.
his efforts were misdone, but he learned from them.
تلاش های او به درستی انجام نشد، اما او از آنها درس گرفت.
the artwork was misdone, missing key details.
هنر به درستی انجام نشد و جزئیات کلیدی را از دست داد.
they acknowledged that the assignment was misdone.
آنها پذیرفتند که این تکلیف به درستی انجام نشده است.
after reviewing, it was clear the task was misdone.
پس از بررسی، مشخص شد که این کار به درستی انجام نشده است.
his attempt to fix the issue was misdone.
تلاش او برای رفع مشکل به درستی انجام نشد.
misdone work
کار انجام شده
misdone task
وظیفه انجام شده
misdone project
پروژه انجام شده
misdone job
کار انجام شده
misdone assignment
تکلیف انجام شده
misdone action
اقدام انجام شده
misdone decision
تصمیم انجام شده
misdone plan
برنامه انجام شده
misdone analysis
تجزیه و تحلیل انجام شده
misdone procedure
روش انجام شده
his project was misdone from the start.
این پروژه از ابتدا به درستی انجام نشد.
the report was misdone, leading to confusion.
گزارش به درستی انجام نشد که منجر به سردرگمی شد.
she realized her calculations were misdone.
او متوجه شد محاسباتش به درستی انجام نشده است.
the presentation was misdone, frustrating the audience.
ارائه به درستی انجام نشد و باعث ناراحتی مخاطبان شد.
many tasks were misdone due to lack of guidance.
به دلیل نداشتن راهنمایی، بسیاری از کارها به درستی انجام نشدند.
his efforts were misdone, but he learned from them.
تلاش های او به درستی انجام نشد، اما او از آنها درس گرفت.
the artwork was misdone, missing key details.
هنر به درستی انجام نشد و جزئیات کلیدی را از دست داد.
they acknowledged that the assignment was misdone.
آنها پذیرفتند که این تکلیف به درستی انجام نشده است.
after reviewing, it was clear the task was misdone.
پس از بررسی، مشخص شد که این کار به درستی انجام نشده است.
his attempt to fix the issue was misdone.
تلاش او برای رفع مشکل به درستی انجام نشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید