misgives me
نگران میکند مرا
misgives us
نگران میکند ما را
misgives him
نگران میکند او را (مرد)
misgives her
نگران میکند او را (زن)
misgives them
نگران میکند آنها را
misgives me greatly
خیلی زیاد نگران میکند مرا
misgives all
نگران میکند همه را
misgives you
نگران میکند شما را
misgives a lot
خیلی زیاد نگران میکند
misgives me often
اغراق میکند مرا اغلب
her constant doubt misgives me about the project.
شک دائم او باعث نگرانی من در مورد پروژه میشود.
his behavior misgives me; i think something is wrong.
رفتار او باعث نگرانی من میشود؛ فکر میکنم مشکلی وجود دارد.
there is something in his tone that misgives me.
در لحن او چیزی وجود دارد که باعث نگرانی من میشود.
my gut feeling misgives me about this investment.
احساسات درونی من در مورد این سرمایهگذاری باعث نگرانی من میشود.
the news misgives the public regarding safety.
این خبر باعث نگرانی مردم در مورد ایمنی میشود.
her sudden silence misgives me about her intentions.
سکوت ناگهانی او باعث نگرانی من در مورد نیاتش میشود.
his lack of experience misgives me for the team's success.
کمبود تجربه او باعث نگرانی من در مورد موفقیت تیم میشود.
the inconsistencies in the report misgive the auditors.
ناهمگنیها در گزارش باعث نگرانی حسابرسان میشود.
her frequent changes in plans misgive me about her commitment.
تغییرات مکرر او در برنامهها باعث نگرانی من در مورد تعهدش میشود.
the way he avoids eye contact misgives me about his honesty.
نحوه اجتناب او از تماس چشمی باعث نگرانی من در مورد صداقتش میشود.
misgives me
نگران میکند مرا
misgives us
نگران میکند ما را
misgives him
نگران میکند او را (مرد)
misgives her
نگران میکند او را (زن)
misgives them
نگران میکند آنها را
misgives me greatly
خیلی زیاد نگران میکند مرا
misgives all
نگران میکند همه را
misgives you
نگران میکند شما را
misgives a lot
خیلی زیاد نگران میکند
misgives me often
اغراق میکند مرا اغلب
her constant doubt misgives me about the project.
شک دائم او باعث نگرانی من در مورد پروژه میشود.
his behavior misgives me; i think something is wrong.
رفتار او باعث نگرانی من میشود؛ فکر میکنم مشکلی وجود دارد.
there is something in his tone that misgives me.
در لحن او چیزی وجود دارد که باعث نگرانی من میشود.
my gut feeling misgives me about this investment.
احساسات درونی من در مورد این سرمایهگذاری باعث نگرانی من میشود.
the news misgives the public regarding safety.
این خبر باعث نگرانی مردم در مورد ایمنی میشود.
her sudden silence misgives me about her intentions.
سکوت ناگهانی او باعث نگرانی من در مورد نیاتش میشود.
his lack of experience misgives me for the team's success.
کمبود تجربه او باعث نگرانی من در مورد موفقیت تیم میشود.
the inconsistencies in the report misgive the auditors.
ناهمگنیها در گزارش باعث نگرانی حسابرسان میشود.
her frequent changes in plans misgive me about her commitment.
تغییرات مکرر او در برنامهها باعث نگرانی من در مورد تعهدش میشود.
the way he avoids eye contact misgives me about his honesty.
نحوه اجتناب او از تماس چشمی باعث نگرانی من در مورد صداقتش میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید