misgives

[ایالات متحده]/mɪsˈɡɪvz/
[بریتانیا]/mɪsˈɡɪvz/

ترجمه

v. باعث شدن که کسی احساس تردید، نگرانی یا ترس کند

عبارات و ترکیب‌ها

misgives me

نگران می‌کند مرا

misgives us

نگران می‌کند ما را

misgives him

نگران می‌کند او را (مرد)

misgives her

نگران می‌کند او را (زن)

misgives them

نگران می‌کند آن‌ها را

misgives me greatly

خیلی زیاد نگران می‌کند مرا

misgives all

نگران می‌کند همه را

misgives you

نگران می‌کند شما را

misgives a lot

خیلی زیاد نگران می‌کند

misgives me often

اغراق می‌کند مرا اغلب

جملات نمونه

her constant doubt misgives me about the project.

شک دائم او باعث نگرانی من در مورد پروژه می‌شود.

his behavior misgives me; i think something is wrong.

رفتار او باعث نگرانی من می‌شود؛ فکر می‌کنم مشکلی وجود دارد.

there is something in his tone that misgives me.

در لحن او چیزی وجود دارد که باعث نگرانی من می‌شود.

my gut feeling misgives me about this investment.

احساسات درونی من در مورد این سرمایه‌گذاری باعث نگرانی من می‌شود.

the news misgives the public regarding safety.

این خبر باعث نگرانی مردم در مورد ایمنی می‌شود.

her sudden silence misgives me about her intentions.

سکوت ناگهانی او باعث نگرانی من در مورد نیاتش می‌شود.

his lack of experience misgives me for the team's success.

کمبود تجربه او باعث نگرانی من در مورد موفقیت تیم می‌شود.

the inconsistencies in the report misgive the auditors.

ناهمگنی‌ها در گزارش باعث نگرانی حسابرسان می‌شود.

her frequent changes in plans misgive me about her commitment.

تغییرات مکرر او در برنامه‌ها باعث نگرانی من در مورد تعهدش می‌شود.

the way he avoids eye contact misgives me about his honesty.

نحوه اجتناب او از تماس چشمی باعث نگرانی من در مورد صداقتش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید