mishegosses

[ایالات متحده]/mɪˈʃɛɡɒsɪz/
[بریتانیا]/mɪˈʃɛɡɑsɪz/

ترجمه

n. گویا چیزی نیست؛ ایده‌های بی‌جا؛ گویش نامعقول (جمع)

جملات نمونه

this whole situation is complete mishegosses.

این کل وضعیت کاملاً میشگوس است.

that's total mishegosses and you know it.

این کل میشگوس است و شما می دانید.

what absolute mishegosses!

چه میشگوس کاملی!

she called the whole thing sheer mishegosses.

او کل این را میشگوس نامید.

i don't understand all this mishegosses about the wedding.

من از همه این میشگوس‌های مربوط به ازدواج متوجه نمی‌شوم.

what mishegosses are you talking about?

چه میشگوس‌هایی در موردش صحبت می‌کنید؟

such mishegosses should stop immediately.

چنین میشگوس‌هایی باید فوراً متوقف شوند.

there's too much mishegosses going on in this house.

در این خانه بیش از حد میشگوس‌هایی در حال رخ دادن است.

the mishegosses of the whole affair was obvious.

میشگوس کل این امر واضح بود.

stop this mishegosses right now.

این میشگوس را فوراً متوقف کنید.

we've had enough of this mishegosses.

ما از این میشگوس‌ها خسته شده‌ایم.

family mishegosses never ends in our house.

میشگوس‌های خانوادگی در خانه ما هرگز پایان نمی‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید