misinforming others
گمراه کردن دیگران
misinforming the public
گمراه کردن مردم
misinforming clients
گمراه کردن مشتریان
misinforming employees
گمراه کردن کارمندان
misinforming stakeholders
گمراه کردن ذینفعان
misinforming consumers
گمراه کردن مصرفکنندگان
misinforming the audience
گمراه کردن مخاطبان
misinforming the team
گمراه کردن تیم
misinforming your friends
گمراه کردن دوستان خود
they are misinforming the public about the new policy.
آنها عمداً در حال ارائه اطلاعات نادرست به مردم در مورد سیاست جدید هستند.
he was accused of misinforming his colleagues.
او به فریب دادن همکاران خود متهم شد.
she realized she was misinforming her friends.
او متوجه شد که در حال ارائه اطلاعات نادرست به دوستانش است.
misinforming clients can damage a company's reputation.
ارائه اطلاعات نادرست به مشتریان می تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.
they were misinforming voters during the election.
آنها در طول انتخابات در حال ارائه اطلاعات نادرست به رای دهندگان بودند.
the article was criticized for misinforming readers.
این مقاله به دلیل ارائه اطلاعات نادرست به خوانندگان مورد انتقاد قرار گرفت.
misinforming the audience can lead to confusion.
ارائه اطلاعات نادرست به مخاطبان می تواند منجر به سردرگمی شود.
he apologized for misinforming his team.
او برای ارائه اطلاعات نادرست به تیمش عذرخواهی کرد.
it's unethical to be misinforming anyone.
ارائه اطلاعات نادرست به هر کسی غیراخلاقی است.
they were accused of misinforming the press.
آنها به فریب دادن رسانه ها متهم شدند.
misinforming others
گمراه کردن دیگران
misinforming the public
گمراه کردن مردم
misinforming clients
گمراه کردن مشتریان
misinforming employees
گمراه کردن کارمندان
misinforming stakeholders
گمراه کردن ذینفعان
misinforming consumers
گمراه کردن مصرفکنندگان
misinforming the audience
گمراه کردن مخاطبان
misinforming the team
گمراه کردن تیم
misinforming your friends
گمراه کردن دوستان خود
they are misinforming the public about the new policy.
آنها عمداً در حال ارائه اطلاعات نادرست به مردم در مورد سیاست جدید هستند.
he was accused of misinforming his colleagues.
او به فریب دادن همکاران خود متهم شد.
she realized she was misinforming her friends.
او متوجه شد که در حال ارائه اطلاعات نادرست به دوستانش است.
misinforming clients can damage a company's reputation.
ارائه اطلاعات نادرست به مشتریان می تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.
they were misinforming voters during the election.
آنها در طول انتخابات در حال ارائه اطلاعات نادرست به رای دهندگان بودند.
the article was criticized for misinforming readers.
این مقاله به دلیل ارائه اطلاعات نادرست به خوانندگان مورد انتقاد قرار گرفت.
misinforming the audience can lead to confusion.
ارائه اطلاعات نادرست به مخاطبان می تواند منجر به سردرگمی شود.
he apologized for misinforming his team.
او برای ارائه اطلاعات نادرست به تیمش عذرخواهی کرد.
it's unethical to be misinforming anyone.
ارائه اطلاعات نادرست به هر کسی غیراخلاقی است.
they were accused of misinforming the press.
آنها به فریب دادن رسانه ها متهم شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید