misogamy

[ایالات متحده]/mɪˈzɒɡəmi/
[بریتانیا]/mɪˈzɑːɡəmi/

ترجمه

n. نفرت یا بیزاری از ازدواج؛ فوبیای ازدواج
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

misogamy is common

تبعیض جنسیتی رایج است

misogamy and culture

تبعیض جنسیتی و فرهنگ

misogamy in society

تبعیض جنسیتی در جامعه

misogamy affects relationships

تبعیض جنسیتی بر روابط تأثیر می گذارد

misogamy versus marriage

تبعیض جنسیتی در برابر ازدواج

misogamy and feminism

تبعیض جنسیتی و فمینیست

misogamy in literature

تبعیض جنسیتی در ادبیات

misogamy and identity

تبعیض جنسیتی و هویت

misogamy as rebellion

تبعیض جنسیتی به عنوان شورش

جملات نمونه

he has a strong misogamy that affects his relationships.

او دارای سوءظن قوی به زنان است که بر روابط او تأثیر می گذارد.

misogamy can lead to a lonely life.

سوءظن به زنان می تواند منجر به یک زندگی تنهایی شود.

many people don't understand the roots of misogamy.

بسیاری از مردم ریشه های سوءظن به زنان را درک نمی کنند.

she decided to write a book about misogamy.

او تصمیم گرفت کتابی در مورد سوءظن به زنان بنویسد.

misogamy is often a reaction to past experiences.

سوءظن به زنان اغلب یک واکنش به تجربیات گذشته است.

he expressed his misogamy through his art.

او سوءظن خود به زنان را از طریق هنر خود بیان کرد.

understanding misogamy can help improve gender relations.

درک سوءظن به زنان می تواند به بهبود روابط جنسیتی کمک کند.

many cultures have historical roots of misogamy.

فرهنگ های زیادی ریشه های تاریخی سوءظن به زنان را دارند.

she sought therapy to address her feelings of misogamy.

او برای رفع احساسات خود نسبت به سوءظن به زنان به دنبال درمان بود.

misogamy can manifest in various social behaviors.

سوءظن به زنان می تواند به روش های مختلف در رفتارهای اجتماعی بروز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید