misologies

[ایالات متحده]/ˌmɪzəˈlɒdʒiz/
[بریتانیا]/ˌmɪzəˈlɑdʒiz/

ترجمه

n. عدم علاقه یا تنفر از بحث یا دانش؛ تنفر از گفتگو یا استدلال

عبارات و ترکیب‌ها

misologies of knowledge

میزوژیاهای دانش

misologies in science

میزوژیاها در علم

cultural misologies

میزوژیاهای فرهنگی

social misologies

میزوژیاهای اجتماعی

historical misologies

میزوژیاهای تاریخی

misologies of truth

میزوژیاهای حقیقت

misologies of belief

میزوژیاهای باور

misologies in education

میزوژیاها در آموزش

economic misologies

میزوژیاهای اقتصادی

misologies of art

میزوژیاهای هنر

جملات نمونه

his misologies often lead to misunderstandings.

بیش‌بینی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

she studies misologies to improve her communication skills.

او برای بهبود مهارت‌های ارتباطی خود، پیش‌داوری‌ها را مطالعه می‌کند.

misologies can arise from cultural differences.

پیش‌داوری‌ها می‌توانند از تفاوت‌های فرهنگی نشأت بگیرند.

addressing misologies is crucial for team collaboration.

رسیدگی به پیش‌داوری‌ها برای همکاری تیمی بسیار مهم است.

he is known for his misologies regarding technology.

او به خاطر پیش‌داوری‌هایش در مورد فناوری شناخته شده است.

many misologies can be avoided with clear communication.

بسیاری از پیش‌داوری‌ها را می‌توان با برقراری ارتباط واضح اجتناب کرد.

misologies often stem from preconceived notions.

پیش‌داوری‌ها اغلب از باورهای از پیش تعیین شده نشأت می‌گیرند.

she wrote a paper on the impact of misologies in education.

او در مورد تأثیر پیش‌داوری‌ها در آموزش، مقاله‌ای نوشت.

understanding misologies is essential for effective dialogue.

درک پیش‌داوری‌ها برای گفتگوی مؤثر ضروری است.

his misologies about history were challenged by experts.

پیش‌داوری‌های او در مورد تاریخ توسط متخصصان به چالش کشیده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید