misoneism

[ایالات متحده]/ˌmɪsəʊˈniːɪzəm/
[بریتانیا]/ˌmɪsəˈniːɪzəm/

ترجمه

n. نفرت از نوآوری یا تغییر؛ باور به حفظ شیوه‌های سنتی؛ نِوفوبیا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

misoneism attitude

نگرش میسونیسم

misoneism in society

میسونیسم در جامعه

misoneism resistance

مقاومت در برابر میسونیسم

misoneism viewpoint

دیدگاه میسونیسم

misoneism mindset

ذهنیت میسونیسم

misoneism culture

فرهنگ میسونیسم

misoneism beliefs

اعتقادات میسونیسم

misoneism phenomenon

ظرفیت میسونیسم

misoneism issues

مسائل میسونیسم

misoneism trends

روندهای میسونیسم

جملات نمونه

his misoneism prevented him from accepting new technology in the workplace.

میسونئیسم او از پذیرش فناوری‌های جدید در محیط کار جلوگیری کرد.

misoneism can hinder progress in society.

میسونئیسم می‌تواند پیشرفت در جامعه را مختل کند.

many people exhibit misoneism when it comes to cultural changes.

بسیاری از افراد وقتی صحبت از تغییرات فرهنگی می‌شود، میسونئیسم از خود نشان می‌دهند.

her misoneism often leads to conflicts with younger colleagues.

میسونئیسم او اغلب منجر به درگیری با همکاران جوان‌تر می‌شود.

understanding misoneism is essential for effective communication.

درک میسونئیسم برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

his misoneism made it difficult for him to adapt to modern life.

میسونئیسم او باعث شد که برای او سخت باشد با زندگی مدرن سازگار شود.

education can help combat misoneism in communities.

آموزش می‌تواند به مبارزه با میسونئیسم در جوامع کمک کند.

misoneism often arises from fear of the unknown.

میسونئیسم اغلب از ترس ناشناخته‌ها ناشی می‌شود.

addressing misoneism is crucial for innovation.

رسیدگی به میسونئیسم برای نوآوری بسیار مهم است.

his misoneism was evident in his resistance to change.

میسونئیسم او در مقاومت او در برابر تغییرات آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید