misplaces

[ایالات متحده]/mɪsˈpleɪsɪz/
[بریتانیا]/mɪsˈpleɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراموش کردن اینکه چیزی کجاست یا گذاشتن چیزی در جای نادرست؛ گذاشتن احساسات یا اعتماد به چیزی که شایسته نیست

عبارات و ترکیب‌ها

misplaces keys

گم کردن کلیدها

misplaces documents

گم کردن مدارک

misplaces wallet

گم کردن کیف پول

misplaces items

گم کردن وسایل

misplaces books

گم کردن کتاب‌ها

misplaces phone

گم کردن تلفن

misplaces glasses

گم کردن عینک

misplaces tools

گم کردن ابزارها

misplaces toys

گم کردن اسباب‌بازی‌ها

misplaces files

گم کردن فایل‌ها

جملات نمونه

she often misplaces her keys.

او اغلب کلیدهای خود را گم می‌کند.

he misplaces important documents frequently.

او اغلب اسناد مهم را گم می‌کند.

don't misplace your trust in the wrong people.

اعتماد خود را به افراد نادرست گم نکنید.

it's easy to misplace your phone in a crowded place.

در یک مکان شلوغ، گم کردن تلفن همراه آسان است.

she misplaces her wallet at least once a week.

او حداقل یک بار در هفته کیف پول خود را گم می‌کند.

he tends to misplace his glasses when reading.

او معمولاً هنگام مطالعه عینک خود را گم می‌کند.

she misplaces her notes before exams.

او قبل از امتحان‌ها یادداشت‌های خود را گم می‌کند.

he misplaces his tools in the garage.

او ابزارهای خود را در گاراژ گم می‌کند.

try not to misplace your priorities.

سعی کنید اولویت‌های خود را گم نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید