missies night
شب دختران
missies party
جشن دختران
missies club
باشگاه دختران
missies day
روز دختران
missies team
تیم دختران
missies event
رویداد دختران
missies gathering
همایش دختران
missies outing
گردش دختران
missies meeting
جلسه دختران
missies group
گروه دختران
she has a few missies in her collection.
او چند میسی در مجموعه خود دارد.
the missies wore beautiful dresses at the party.
میسیها لباسهای زیبا در مهمانی پوشیدند.
we took pictures of the missies playing in the park.
ما از میسیها در حال بازی در پارک عکس گرفتیم.
she enjoys hosting tea parties for the missies.
او از برگزاری مهمانیهای چای برای میسیها لذت میبرد.
the missies sang songs during the talent show.
میسیها در طول نمایش استعداد آواز خواندند.
her birthday party was full of missies and fun.
مهمانی تولد او پر از میسی و سرگرمی بود.
the missies made handmade cards for their mothers.
میسیها کارتهای دستساز برای مادرانشان درست کردند.
they organized a playdate for the missies every weekend.
آنها هر آخر هفته یک قرار بازی برای میسیها ترتیب دادند.
the missies performed a dance routine at school.
میسیها یک روتین رقص در مدرسه اجرا کردند.
she reads bedtime stories to the missies every night.
او هر شب قبل از خواب برای میسیها داستان میخواند.
missies night
شب دختران
missies party
جشن دختران
missies club
باشگاه دختران
missies day
روز دختران
missies team
تیم دختران
missies event
رویداد دختران
missies gathering
همایش دختران
missies outing
گردش دختران
missies meeting
جلسه دختران
missies group
گروه دختران
she has a few missies in her collection.
او چند میسی در مجموعه خود دارد.
the missies wore beautiful dresses at the party.
میسیها لباسهای زیبا در مهمانی پوشیدند.
we took pictures of the missies playing in the park.
ما از میسیها در حال بازی در پارک عکس گرفتیم.
she enjoys hosting tea parties for the missies.
او از برگزاری مهمانیهای چای برای میسیها لذت میبرد.
the missies sang songs during the talent show.
میسیها در طول نمایش استعداد آواز خواندند.
her birthday party was full of missies and fun.
مهمانی تولد او پر از میسی و سرگرمی بود.
the missies made handmade cards for their mothers.
میسیها کارتهای دستساز برای مادرانشان درست کردند.
they organized a playdate for the missies every weekend.
آنها هر آخر هفته یک قرار بازی برای میسیها ترتیب دادند.
the missies performed a dance routine at school.
میسیها یک روتین رقص در مدرسه اجرا کردند.
she reads bedtime stories to the missies every night.
او هر شب قبل از خواب برای میسیها داستان میخواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید