missies

[ایالات متحده]/ˈmɪsiz/
[بریتانیا]/ˈmɪsiz/

ترجمه

n. دختران کوچک؛ خانم‌های جوان؛ نام زنانه؛ دخترک؛ دختر

عبارات و ترکیب‌ها

missies night

شب دختران

missies party

جشن دختران

missies club

باشگاه دختران

missies day

روز دختران

missies team

تیم دختران

missies event

رویداد دختران

missies gathering

همایش دختران

missies outing

گردش دختران

missies meeting

جلسه دختران

missies group

گروه دختران

جملات نمونه

she has a few missies in her collection.

او چند میسی در مجموعه خود دارد.

the missies wore beautiful dresses at the party.

میسی‌ها لباس‌های زیبا در مهمانی پوشیدند.

we took pictures of the missies playing in the park.

ما از میسی‌ها در حال بازی در پارک عکس گرفتیم.

she enjoys hosting tea parties for the missies.

او از برگزاری مهمانی‌های چای برای میسی‌ها لذت می‌برد.

the missies sang songs during the talent show.

میسی‌ها در طول نمایش استعداد آواز خواندند.

her birthday party was full of missies and fun.

مهمانی تولد او پر از میسی و سرگرمی بود.

the missies made handmade cards for their mothers.

میسی‌ها کارت‌های دست‌ساز برای مادرانشان درست کردند.

they organized a playdate for the missies every weekend.

آنها هر آخر هفته یک قرار بازی برای میسی‌ها ترتیب دادند.

the missies performed a dance routine at school.

میسی‌ها یک روتین رقص در مدرسه اجرا کردند.

she reads bedtime stories to the missies every night.

او هر شب قبل از خواب برای میسی‌ها داستان می‌خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید