mistranslated text
متن اشتباه ترجمه شده
mistranslated words
کلمات اشتباه ترجمه شده
mistranslated phrases
عبارات اشتباه ترجمه شده
mistranslated sentences
جملات اشتباه ترجمه شده
mistranslated meaning
معنی اشتباه ترجمه شده
mistranslated context
زمینه اشتباه ترجمه شده
mistranslated documents
اسناد اشتباه ترجمه شده
mistranslated content
محتوای اشتباه ترجمه شده
mistranslated instructions
دستورالعملهای اشتباه ترجمه شده
the text was mistranslated, causing confusion among readers.
متنی که نادرست ترجمه شده بود باعث سردرگمی خوانندگان شد.
she realized that her instructions had been mistranslated.
او متوجه شد که دستورالعمل های او به درستی ترجمه نشده اند.
many phrases can be easily mistranslated in a different context.
عبارات زیادی را می توان در یک زمینه متفاوت به راحتی به اشتباه ترجمه کرد.
the document was full of mistranslated terms.
این سند پر از اصطلاحات به اشتباه ترجمه شده بود.
he felt embarrassed after realizing his speech was mistranslated.
او پس از متوجه شدن اینکه سخنرانی اش به درستی ترجمه نشده بود، شرمسار شد.
they had to correct the mistranslated sections before publication.
آنها مجبور شدند بخش های به اشتباه ترجمه شده را قبل از انتشار تصحیح کنند.
some jokes are often mistranslated and lose their humor.
بعضی از لطزه ها اغلب به اشتباه ترجمه می شوند و طنز خود را از دست می دهند.
the mistranslated subtitles ruined the movie experience.
زیرنویس های به اشتباه ترجمه شده تجربه تماشای فیلم را خراب کردند.
it's important to review translations to avoid being mistranslated.
بررسی ترجمه ها برای جلوگیری از ترجمه نادرست مهم است.
he often finds that technical terms are mistranslated in manuals.
او اغلب متوجه می شود که اصطلاحات فنی در راهنماها به اشتباه ترجمه شده اند.
mistranslated text
متن اشتباه ترجمه شده
mistranslated words
کلمات اشتباه ترجمه شده
mistranslated phrases
عبارات اشتباه ترجمه شده
mistranslated sentences
جملات اشتباه ترجمه شده
mistranslated meaning
معنی اشتباه ترجمه شده
mistranslated context
زمینه اشتباه ترجمه شده
mistranslated documents
اسناد اشتباه ترجمه شده
mistranslated content
محتوای اشتباه ترجمه شده
mistranslated instructions
دستورالعملهای اشتباه ترجمه شده
the text was mistranslated, causing confusion among readers.
متنی که نادرست ترجمه شده بود باعث سردرگمی خوانندگان شد.
she realized that her instructions had been mistranslated.
او متوجه شد که دستورالعمل های او به درستی ترجمه نشده اند.
many phrases can be easily mistranslated in a different context.
عبارات زیادی را می توان در یک زمینه متفاوت به راحتی به اشتباه ترجمه کرد.
the document was full of mistranslated terms.
این سند پر از اصطلاحات به اشتباه ترجمه شده بود.
he felt embarrassed after realizing his speech was mistranslated.
او پس از متوجه شدن اینکه سخنرانی اش به درستی ترجمه نشده بود، شرمسار شد.
they had to correct the mistranslated sections before publication.
آنها مجبور شدند بخش های به اشتباه ترجمه شده را قبل از انتشار تصحیح کنند.
some jokes are often mistranslated and lose their humor.
بعضی از لطزه ها اغلب به اشتباه ترجمه می شوند و طنز خود را از دست می دهند.
the mistranslated subtitles ruined the movie experience.
زیرنویس های به اشتباه ترجمه شده تجربه تماشای فیلم را خراب کردند.
it's important to review translations to avoid being mistranslated.
بررسی ترجمه ها برای جلوگیری از ترجمه نادرست مهم است.
he often finds that technical terms are mistranslated in manuals.
او اغلب متوجه می شود که اصطلاحات فنی در راهنماها به اشتباه ترجمه شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید