misunderstander

[ایالات متحده]/[ˌmɪsˌʌndərˈstændər]/
[بریتانیا]/[ˌmɪsˌʌndərˈstændər]/

ترجمه

n. شخصی که به طور مکرر یا با عادت، چیزها را نادرست متوجه می‌شود؛ کسی که مستعد نادرستی تفسیر اطلاعات است.

عبارات و ترکیب‌ها

misunderstander alert

هشدارهای سوء تفاهم

avoid misunderstanders

اجتناب از افراد دچار سوء تفاهم

potential misunderstander

فردی که احتمال دارد دچار سوء تفاهم شود

being a misunderstander

در حال بودن یک فرد دچار سوء تفاهم

chronic misunderstander

فرد دچار سوء تفاهم مزمن

misunderstander tendencies

گرایشات افراد دچار سوء تفاهم

stop misunderstander

متوقف کردن فرد دچار سوء تفاهم

misunderstander behavior

رفتار فرد دچار سوء تفاهم

was a misunderstander

یک فرد دچار سوء تفاهم بود

misunderstander profile

پروفایل فرد دچار سوء تفاهم

جملات نمونه

he's a notorious misunderstander, often jumping to the wrong conclusions.

او اغلب به اشتباه نتیجه‌گیری می‌کند و یک سوء تفاهم کننده مشهور است.

don't be an misunderstander; clarify your intentions before it's too late.

سوء تفاهم نکنید؛ قبل از اینکه خیلی دیر شود، قصد خود را روشن کنید.

she's a classic misunderstander, always taking things the wrong way.

او یک سوء تفاهم کننده کلاسیک است، همیشه چیزها را به اشتباه برداشت می‌کند.

the project failed because of a key misunderstander in the team.

این پروژه به دلیل یک سوء تفاهم کلیدی در تیم شکست خورد.

he's a habitual misunderstander, needing constant explanations.

او یک سوء تفاهم کننده عادتی است و به طور مداوم به توضیح نیاز دارد.

avoid being an misunderstander; ask questions to ensure understanding.

از سوء تفاهم کردن خودداری کنید؛ برای اطمینان از درک، سؤال بپرسید.

the situation escalated due to an misunderstander between the parties.

وضعیت به دلیل یک سوء تفاهم بین طرفین تشدید شد.

she's a frustrating misunderstander, constantly misinterpreting my words.

او یک سوء تفاهم کننده ناامیدکننده است، دائماً کلمات من را به اشتباه تفسیر می‌کند.

he's a persistent misunderstander, rarely grasping the full picture.

او یک سوء تفاهم کننده پیگیر است، به ندرت تصویر کامل را درک می‌کند.

don't let an misunderstander ruin your relationship with your colleagues.

اجازه ندهید یک سوء تفاهم رابطه شما را با همکارانتان خراب کند.

he proved to be an misunderstander, consistently misreading the data.

او ثابت کرد که یک سوء تفاهم کننده است، به طور مداوم داده‌ها را به اشتباه تفسیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید