mockeries of life
مسخرههای زندگی
mockeries of justice
مسخرههای عدالت
mockeries of fate
مسخرههای سرنوشت
mockeries of love
مسخرههای عشق
mockeries of truth
مسخرههای حقیقت
mockeries of society
مسخرههای جامعه
mockeries of art
مسخرههای هنر
mockeries of reason
مسخرههای عقل
mockeries of culture
مسخرههای فرهنگ
mockeries of power
مسخرههای قدرت
his constant mockeries only fueled her determination to succeed.
مسخرههای دائمی او تنها باعث افزایش اراده او برای موفقیت شد.
the mockeries of his peers made him feel isolated.
مسخرههای همسالانش باعث شد او احساس انزوا کند.
she laughed off their mockeries, showing great confidence.
او با خنده از مسخرههای آنها گذشت و اعتماد به نفس زیادی نشان داد.
mockeries can often hide deeper insecurities.
مسخرهها اغلب میتوانند ناامنیهای عمیقتر را پنهان کنند.
his mockeries were meant to be humorous, but they hurt.
مسخرههای او قرار بود خندهدار باشند، اما آسیب رساندند.
they exchanged mockeries as a form of playful banter.
آنها به عنوان نوعی شوخی بازیگوشانه، مسخرهای رد و بدل میکردند.
mockeries from the crowd echoed in her mind.
مسخرههای جمعیت در ذهنش طنینانداز بود.
he turned their mockeries into motivation for his art.
او مسخرههای آنها را به انگیزه برای هنر خود تبدیل کرد.
mockeries can sometimes lead to unexpected friendships.
مسخرهها گاهی اوقات میتوانند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شوند.
she confronted her critics, tired of their mockeries.
او با منتقدان خود روبرو شد، از مسخرههای آنها خسته شده بود.
mockeries of life
مسخرههای زندگی
mockeries of justice
مسخرههای عدالت
mockeries of fate
مسخرههای سرنوشت
mockeries of love
مسخرههای عشق
mockeries of truth
مسخرههای حقیقت
mockeries of society
مسخرههای جامعه
mockeries of art
مسخرههای هنر
mockeries of reason
مسخرههای عقل
mockeries of culture
مسخرههای فرهنگ
mockeries of power
مسخرههای قدرت
his constant mockeries only fueled her determination to succeed.
مسخرههای دائمی او تنها باعث افزایش اراده او برای موفقیت شد.
the mockeries of his peers made him feel isolated.
مسخرههای همسالانش باعث شد او احساس انزوا کند.
she laughed off their mockeries, showing great confidence.
او با خنده از مسخرههای آنها گذشت و اعتماد به نفس زیادی نشان داد.
mockeries can often hide deeper insecurities.
مسخرهها اغلب میتوانند ناامنیهای عمیقتر را پنهان کنند.
his mockeries were meant to be humorous, but they hurt.
مسخرههای او قرار بود خندهدار باشند، اما آسیب رساندند.
they exchanged mockeries as a form of playful banter.
آنها به عنوان نوعی شوخی بازیگوشانه، مسخرهای رد و بدل میکردند.
mockeries from the crowd echoed in her mind.
مسخرههای جمعیت در ذهنش طنینانداز بود.
he turned their mockeries into motivation for his art.
او مسخرههای آنها را به انگیزه برای هنر خود تبدیل کرد.
mockeries can sometimes lead to unexpected friendships.
مسخرهها گاهی اوقات میتوانند منجر به دوستیهای غیرمنتظره شوند.
she confronted her critics, tired of their mockeries.
او با منتقدان خود روبرو شد، از مسخرههای آنها خسته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید