mockeries

[ایالات متحده]/ˈmɒkəriz/
[بریتانیا]/ˈmɑːkəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تمسخر یا مسخره کردن کسی یا چیزی؛ چیزهایی که حقیر یا مضحک هستند؛ عمل نیش زدن یا مسخره کردن؛ عمل فریب دادن یا احمق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mockeries of life

مسخره‌های زندگی

mockeries of justice

مسخره‌های عدالت

mockeries of fate

مسخره‌های سرنوشت

mockeries of love

مسخره‌های عشق

mockeries of truth

مسخره‌های حقیقت

mockeries of society

مسخره‌های جامعه

mockeries of art

مسخره‌های هنر

mockeries of reason

مسخره‌های عقل

mockeries of culture

مسخره‌های فرهنگ

mockeries of power

مسخره‌های قدرت

جملات نمونه

his constant mockeries only fueled her determination to succeed.

مسخره‌های دائمی او تنها باعث افزایش اراده او برای موفقیت شد.

the mockeries of his peers made him feel isolated.

مسخره‌های همسالانش باعث شد او احساس انزوا کند.

she laughed off their mockeries, showing great confidence.

او با خنده از مسخره‌های آنها گذشت و اعتماد به نفس زیادی نشان داد.

mockeries can often hide deeper insecurities.

مسخره‌ها اغلب می‌توانند ناامنی‌های عمیق‌تر را پنهان کنند.

his mockeries were meant to be humorous, but they hurt.

مسخره‌های او قرار بود خنده‌دار باشند، اما آسیب رساندند.

they exchanged mockeries as a form of playful banter.

آنها به عنوان نوعی شوخی بازیگوشانه، مسخره‌ای رد و بدل می‌کردند.

mockeries from the crowd echoed in her mind.

مسخره‌های جمعیت در ذهنش طنین‌انداز بود.

he turned their mockeries into motivation for his art.

او مسخره‌های آنها را به انگیزه برای هنر خود تبدیل کرد.

mockeries can sometimes lead to unexpected friendships.

مسخره‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به دوستی‌های غیرمنتظره شوند.

she confronted her critics, tired of their mockeries.

او با منتقدان خود روبرو شد، از مسخره‌های آنها خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید