modulating signal
سیگنال مدوله کننده
modulating frequency
فرکانس مدوله کننده
modulating effect
تاثیر مدوله کننده
modulating current
جریان مدوله کننده
modulating tone
تون مدوله کننده
modulating voice
صوت مدوله کننده
modulating system
سیستم مدوله کننده
modulating device
دستگاه مدوله کننده
modulating process
فرآیند مدوله کننده
modulating parameters
پارامترهای مدوله کننده
the engineer is modulating the signal to reduce interference.
میهندس سیگنال را برای کاهش مداخله مدوله می کند.
we need to be modulating our marketing strategy to reach a wider audience.
ما نیاز داریم تا استراتژی بازاریابی خود را مدوله کنیم تا به یک جمع بزرگتر دسترسی پیدا کنیم.
the thermostat is modulating the heating system for optimal comfort.
ترموستات سیستم گرمایش را برای رفاه بهینه مدوله می کند.
the musician was modulating his voice to create a dramatic effect.
موسیقی دان صدای خود را مدوله می کرد تا اثر دراماتیکی ایجاد کند.
the government is modulating economic policies to address inflation.
دولت سیاست های اقتصادی را مدوله می کند تا تورم را مدیریت کند.
the amplifier is modulating the audio signal for better sound quality.
تقویت کننده سیگنال صوتی را مدوله می کند تا کیفیت صوت بهتر شود.
the pilot is modulating the aircraft's thrust for a smooth landing.
پیлот قدرت موتور هواپیما را مدوله می کند تا فرود آرام و بدون نوسان داشته باشد.
the company is modulating its pricing strategy based on market demand.
شرکت استراتژی قیمت گذاری خود را بر اساس تقاضای بازار مدوله می کند.
the software is modulating the display brightness based on ambient light.
نرم افزار روشنایی نمایشگر را بر اساس نور محیط مدوله می کند.
the scientist is modulating the experiment variables to test the hypothesis.
دانشمند متغیرهای آزمایش را مدوله می کند تا فرضیه را آزمایش کند.
the system is modulating the power output to conserve energy.
سیستم خروجی قدرت را مدوله می کند تا انرژی صرفه جویی شود.
modulating signal
سیگنال مدوله کننده
modulating frequency
فرکانس مدوله کننده
modulating effect
تاثیر مدوله کننده
modulating current
جریان مدوله کننده
modulating tone
تون مدوله کننده
modulating voice
صوت مدوله کننده
modulating system
سیستم مدوله کننده
modulating device
دستگاه مدوله کننده
modulating process
فرآیند مدوله کننده
modulating parameters
پارامترهای مدوله کننده
the engineer is modulating the signal to reduce interference.
میهندس سیگنال را برای کاهش مداخله مدوله می کند.
we need to be modulating our marketing strategy to reach a wider audience.
ما نیاز داریم تا استراتژی بازاریابی خود را مدوله کنیم تا به یک جمع بزرگتر دسترسی پیدا کنیم.
the thermostat is modulating the heating system for optimal comfort.
ترموستات سیستم گرمایش را برای رفاه بهینه مدوله می کند.
the musician was modulating his voice to create a dramatic effect.
موسیقی دان صدای خود را مدوله می کرد تا اثر دراماتیکی ایجاد کند.
the government is modulating economic policies to address inflation.
دولت سیاست های اقتصادی را مدوله می کند تا تورم را مدیریت کند.
the amplifier is modulating the audio signal for better sound quality.
تقویت کننده سیگنال صوتی را مدوله می کند تا کیفیت صوت بهتر شود.
the pilot is modulating the aircraft's thrust for a smooth landing.
پیлот قدرت موتور هواپیما را مدوله می کند تا فرود آرام و بدون نوسان داشته باشد.
the company is modulating its pricing strategy based on market demand.
شرکت استراتژی قیمت گذاری خود را بر اساس تقاضای بازار مدوله می کند.
the software is modulating the display brightness based on ambient light.
نرم افزار روشنایی نمایشگر را بر اساس نور محیط مدوله می کند.
the scientist is modulating the experiment variables to test the hypothesis.
دانشمند متغیرهای آزمایش را مدوله می کند تا فرضیه را آزمایش کند.
the system is modulating the power output to conserve energy.
سیستم خروجی قدرت را مدوله می کند تا انرژی صرفه جویی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید