formable clay
خاک قابل فرمدهی
easily formable
به راحتی قابل فرمدهی
formable material
مواد قابل فرمدهی
highly formable
بسیار قابل فرمدهی
formable shapes
فرمهای قابل فرمدهی
being formable
در حال فرمدهی بودن
formable plastic
پلاستیک قابل فرمدهی
newly formable
جدیداً قابل فرمدهی
readily formable
به آسانی قابل فرمدهی
formable clay
خاک قابل فرمدهی
easily formable
به راحتی قابل فرمدهی
formable material
مواد قابل فرمدهی
highly formable
بسیار قابل فرمدهی
formable shapes
فرمهای قابل فرمدهی
being formable
در حال فرمدهی بودن
formable plastic
پلاستیک قابل فرمدهی
newly formable
جدیداً قابل فرمدهی
readily formable
به آسانی قابل فرمدهی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید