moldboards

[ایالات متحده]/ˈmoʊldbɔːrd/
[بریتانیا]/ˈmoʊldbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی منحنی از یک گاوآهن که خاک را برمی‌گرداند؛ تخته‌ای که برای شکل‌دهی یا فرم‌دهی چیزی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

moldboard plow

شخم زن

moldboard design

طراحی شخم زن

moldboard angle

زاویه شخم زن

moldboard surface

سطح شخم زن

moldboard adjustment

تنظیم شخم زن

moldboard height

ارتفاع شخم زن

moldboard share

تیغه شخم زن

moldboard curvature

انحنای شخم زن

moldboard material

جنس شخم زن

moldboard function

عملکرد شخم زن

جملات نمونه

the moldboard is essential for turning the soil.

برشنده خاک برای چرخاندن خاک ضروری است.

a well-designed moldboard improves plowing efficiency.

برشنده خاکی که به خوبی طراحی شده باشد، کارایی شخم زنی را بهبود می بخشد.

the farmer adjusted the moldboard for better results.

کشاورز برای دستیابی به نتایج بهتر، برشنده خاک را تنظیم کرد.

different types of moldboards serve various purposes.

انواع مختلف برشنده خاک، اهداف مختلفی را دنبال می کنند.

the moldboard's shape affects the soil's structure.

شکل برشنده خاک بر ساختار خاک تأثیر می گذارد.

using a moldboard can help aerate compacted soil.

استفاده از برشنده خاک می تواند به هوادهی خاک متراکم کمک کند.

the moldboard plow is a key tool in agriculture.

برشنده خاک یک ابزار کلیدی در کشاورزی است.

farmers often replace the moldboard after heavy use.

کشاورزان اغلب پس از استفاده زیاد، برشنده خاک را تعویض می کنند.

a rusty moldboard can hinder plowing efficiency.

برشنده خاکی که زنگ زده باشد می تواند کارایی شخم زنی را مختل کند.

understanding the mechanics of the moldboard is important.

درک مکانیک برشنده خاک مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید