moll

[ایالات متحده]/mɔl/
[بریتانیا]/mɑl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معشوقه؛ فاحشه؛ زنی که زنا می‌کند
Word Forms
جمعmolls

عبارات و ترکیب‌ها

sea moll

placeholder

جملات نمونه

to have a moll in one's pocket

داشتن یک معشوقه در جیب خود

a moll in a crime organization

یک معشوقه در یک سازمان جنایی

to be a moll to a gangster

معشوقه یک گانگستر بودن

a glamorous moll in a movie

یک معشوقه جذاب در یک فیلم

to play the moll in a play

بازی کردن نقش یک معشوقه در یک نمایش

a classic film noir moll

یک معشوقه نوآر کلاسیک در فیلم

the moll of a notorious criminal

معشوقه یک جنایتکار مشهور

a tough moll in a crime novel

یک معشوقه سرسخت در یک رمان جنایی

to portray a moll in a TV series

تصویر کردن یک معشوقه در یک سریال تلویزیونی

a seductive moll in a detective story

یک معشوقه اغوا کننده در یک داستان کارآگاهی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید