squishy

[ایالات متحده]/ˈskwɪʃi/
[بریتانیا]/ˈskwɪʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم و مرطوب; چسبناک; به راحتی له شدنی

عبارات و ترکیب‌ها

squishy toy

اسباب‌بازی نرم

squishy hug

آغوش نرم

squishy cake

کیک نرم

squishy pillow

بالش نرم

squishy fruit

میوه نرم

squishy marshmallow

مارشمالو نرم

squishy jelly

ژله نرم

squishy couch

مبل نرم

squishy stress ball

توپ ضد استرس نرم

squishy slime

اسلایم نرم

جملات نمونه

the squishy texture of the cake made it irresistible.

بافت نرم و انعطاف‌پذیر کیک آن را غیرقابل مقاومت می‌کرد.

children love playing with squishy toys.

بچه ها عاشق بازی کردن با اسباب بازی های نرم و انعطاف پذیر هستند.

my dog enjoys squishy balls that he can chew on.

سگ من از توپ های نرم و انعطاف پذیر که می تواند بجوید لذت می برد.

after the rain, the ground became squishy and muddy.

بعد از باران، زمین نرم و خیس و گل آلود شد.

the squishy pillow provided great comfort while sleeping.

بالش نرم و انعطاف پذیر هنگام خواب راحتی زیادی فراهم کرد.

she squeezed the squishy stress ball to relieve tension.

او برای رفع تنش، توپ ضد استرس نرم و انعطاف پذیر را فشار داد.

squishy marshmallows are perfect for making s'mores.

نسخه های نرم و انعطاف پذیر برای درست کردن اسمورز عالی هستند.

the squishy sound of the mud made everyone laugh.

صدای نرم و انعطاف پذیر گل باعث خنده همه شد.

he loves the squishy feeling of the slime between his fingers.

او عاشق حس نرم و انعطاف پذیر اسلایم بین انگشتانش است.

her squishy hug made me feel safe and loved.

حس آغوش نرم و انعطاف پذیر او باعث شد احساس امنیت و دوست داشته شدن کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید