monitorability

[ایالات متحده]/ˌmɒnɪtəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌmɑːnɪtərˈbɪləti/

ترجمه

n. قابليت نظارت يا رديابي، به ويژه در شبکه‌ها يا سيستم‌ها (n)

عبارات و ترکیب‌ها

monitorability metrics

معیارهای قابلیت ردیابی

improve monitorability

بهبود قابلیت ردیابی

monitorability issues

مشکلات قابلیت ردیابی

monitorability testing

آزمایش قابلیت ردیابی

monitorability review

بررسی قابلیت ردیابی

monitorability requirements

الزامات قابلیت ردیابی

monitorability tooling

ابزارهای قابلیت ردیابی

monitorability dashboard

داشبورد قابلیت ردیابی

monitorability monitoring

نظارت بر قابلیت ردیابی

جملات نمونه

we improved monitorability by adding structured logs and clear metrics for every service.

ما قابلیت ردیابی را با افزودن گزارش‌های ساختاریافته و معیارهای واضح برای هر سرویس بهبود بخشیدیم.

the new dashboard significantly enhances monitorability across the entire payment workflow.

داشبورد جدید به طور قابل توجهی قابلیت ردیابی را در کل گردش کار پرداخت بهبود می‌بخشد.

to increase monitorability, we standardized alert names and unified error codes.

برای افزایش قابلیت ردیابی، ما نام‌های هشدار را استاندارد کردیم و کدهای خطا را یکپارچه کردیم.

high monitorability helps the on-call team detect incidents early and respond faster.

قابلیت ردیابی بالا به تیم آماده‌باش کمک می‌کند تا حوادث را زودتر تشخیص دهند و سریع‌تر پاسخ دهند.

we evaluated monitorability during the design review, not after deployment.

ما قابلیت ردیابی را در بررسی طراحی ارزیابی کردیم، نه پس از استقرار.

poor monitorability made troubleshooting slow and increased customer impact.

قابلیت ردیابی ضعیف باعث شد عیب‌یابی کند شود و تأثیر مشتریان افزایش یابد.

monitorability requirements are now part of the definition of done for each feature.

الزامات قابلیت ردیابی اکنون بخشی از تعریف اتمام برای هر ویژگی است.

we measured monitorability by checking trace coverage and the quality of key metrics.

ما قابلیت ردیابی را با بررسی پوشش ردیابی و کیفیت معیارهای کلیدی اندازه‌گیری کردیم.

adding health checks improved monitorability and reduced false alarms.

افزودن بررسی‌های سلامت قابلیت ردیابی را بهبود بخشید و هشدارهای نادرست را کاهش داد.

the team prioritized monitorability improvements before scaling the system.

تیم قبل از مقیاس‌بندی سیستم، بهبود قابلیت ردیابی را در اولویت قرار داد.

we boosted monitorability with end-to-end tracing and consistent log fields.

ما با ردیابی سرتاسری و فیلدهای گزارش‌دهی سازگار، قابلیت ردیابی را افزایش دادیم.

better monitorability provided visibility into latency spikes and database contention.

قابلیت ردیابی بهتر، دیدی در مورد افزایش تأخیر و تداخل پایگاه داده فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید