monofloral

[ایالات متحده]/ˈmɒnəflɔːrəl/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəflɔːrəl/

ترجمه

adj. شامل یا از یک گونه گیلاس به دست آمده؛ به ویژه مربوط به عسل تولید شده از یک نوع گیلاس

جملات نمونه

monofloral honey is prized for its unique flavor profile.

عسل یک گیاهی به دلیل پروفیل طعم منحصر به فرد خود مورد احترام قرار می‌گیرد.

the apiary specializes in monofloral honey production.

عسل یک گیاهی تولید می‌کند.

this region is known for its monofloral nectar sources.

این منطقه به دلیل منابع نکtar یک گیاهی شناخته می‌شود.

beekeepers harvest monofloral pollen during the spring.

پرورش دهندگان عسل در بهار گردوی یک گیاهی را جمع‌آوری می‌کنند.

monofloral honey varieties can command premium prices.

انواع عسل یک گیاهی می‌توانند قیمت‌های بالا را خواستار شوند.

the monofloral season typically lasts from march to may.

فصل عسل یک گیاهی معمولاً از مارچ تا مه می‌باشد.

consumers often prefer monofloral honey for its distinct taste.

مصرف کنندگان اغلب عسل یک گیاهی را به دلیل طعم متمایزش ترجیح می‌دهند.

monofloral bees are more susceptible to environmental changes.

میگوی یک گیاهی بیشتر در برابر تغییرات محیطی حساس هستند.

the farm maintains monofloral hives for specific crops.

این کشاورز میگوی یک گیاهی را برای محصولات خاص حفظ می‌کند.

lab testing can verify the authenticity of monofloral honey.

آزمایشگاهی می‌تواند اصالت عسل یک گیاهی را تأیید کند.

monofloral beekeeping requires careful colony management.

پرورش میگوی یک گیاهی نیاز به مدیریت دقیق کلونی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید