monoparental

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊpəˈrɛntəl/
[بریتانیا]/ˌmɑːnoʊpəˈrɛntəl/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل یک والد و فرزند یا فرزندانش
n. یک خانواده یا خانه با تنها یک والد

عبارات و ترکیب‌ها

monoparental family

خانواده تک‌والد

monoparental household

خانوار تک‌والد

monoparental home

خانه تک‌والد

monoparental child

کودک تک‌والد

monoparental upbringing

پرورش تک‌والد

monoparental situation

وضعیت تک‌والد

monoparental environment

محیط تک‌والد

monoparental context

زمینه تک‌والد

monoparental structure

ساختار تک‌والد

monoparental unit

واحدهای تک‌والد

جملات نمونه

the monoparental family faces unique challenges every day.

بسیاری از کودکان در خانواده‌های تک‌والدی با عشق و حمایت مناسب شکوفا می‌شوند.

she grew up in a monoparental household with her mother.

خانواده تک‌والدی هر روز با چالش‌های مالی منحصر به فرد روبرو است.

the monoparental child received love from extended family.

جامعه باید منابع بهتری را برای خانواده‌های تک‌والدی که نیاز دارند فراهم کند.

he established a monoparental home after his wife passed away.

پرورش در خانواده تک‌والدی می‌تواند شخصیت و تاب‌آوری را در کودکان تقویت کند.

monoparental care requires tremendous patience and dedication.

تحقیقات عملکرد تحصیلی کودکان تک‌والدی را در سراسر کشور بررسی کرد.

her monoparental upbringing made her very independent.

برنامه‌های جامعه می‌توانند به طور موثر از والدین تک‌والدی که چندین مسئولیت را در دست دارند، حمایت کنند.

society should provide more support for monoparental families.

سیستم‌های قانونی اغلب به طور کافی نیازهای خانواده‌های تک‌والدی را برآورده نمی‌کنند.

the monoparental structure is becoming increasingly common.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی برای بسیاری از خانوارهای تک‌والدی در مناطق روستایی همچنان دشوار است.

the monoparental father balanced work and childcare responsibilities.

پدر تک‌والدی برنامه‌های کاری طاقت‌فرسا را در کنار وظایف مراقبت از کودک مدیریت می‌کند.

many monoparental households struggle with financial constraints.

بزرگ شدن در یک خانه تک‌والدی به من استقلال و خوداتکایی آموخت.

the monoparental mother worked two jobs to support her children.

تبعیض علیه خانواده‌های تک‌والدی هنوز در برخی از بازارهای مسکن وجود دارد.

monoparental situations can arise from various circumstances.

سیاست‌های دولتی باید بیشتر به نقش خانواده‌های تک‌والدی توجه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید