| جمع | monopolizers |
market monopolizer
متصدی بازار انحصارطلب
monopolizer tactics
تاکتیکهای متصدی انحصار
monopolizer behavior
رفتار متصدی انحصار
monopolizer control
کنترل متصدی انحصار
monopolizer influence
نفوذ متصدی انحصار
monopolizer power
قدرت متصدی انحصار
monopolizer strategy
استراتژی متصدی انحصار
monopolizer market
بازار متصدی انحصار
monopolizer status
وضعیت متصدی انحصار
monopolizer practices
روشهای متصدی انحصار
the monopolizer of the market has raised prices significantly.
متصدی بازار، قیمتها را به طور قابل توجهی افزایش داده است.
being a monopolizer can lead to legal issues.
تبعه بودن یک متصدی بازار میتواند منجر به مشکلات قانونی شود.
the monopolizer controls most of the industry.
متصدی بازار، بیشتر صنایع را کنترل میکند.
consumers often suffer when a monopolizer sets prices.
مصرفکنندگان اغلب در هنگام تعیین قیمت توسط یک متصدی بازار، متحمل رنج میشوند.
investors are wary of companies that are monopolizers.
سرمایهگذاران نسبت به شرکتهایی که متصدی بازار هستند، محتاط هستند.
the monopolizer's practices are under investigation.
رفتار متصدی بازار در حال بررسی است.
many believe that the monopolizer stifles competition.
بسیاری معتقدند که متصدی بازار، رقابت را خفه میکند.
the government aims to break the monopolizer's hold on the industry.
دولت قصد دارد سلطه متصدی بازار بر صنعت را از بین ببرد.
critics argue that the monopolizer harms innovation.
منتقدان استدلال میکنند که متصدی بازار به نوآوری آسیب میرساند.
regulations are needed to prevent monopolizer behavior.
برای جلوگیری از رفتار متصدی بازار، مقررات لازم است.
market monopolizer
متصدی بازار انحصارطلب
monopolizer tactics
تاکتیکهای متصدی انحصار
monopolizer behavior
رفتار متصدی انحصار
monopolizer control
کنترل متصدی انحصار
monopolizer influence
نفوذ متصدی انحصار
monopolizer power
قدرت متصدی انحصار
monopolizer strategy
استراتژی متصدی انحصار
monopolizer market
بازار متصدی انحصار
monopolizer status
وضعیت متصدی انحصار
monopolizer practices
روشهای متصدی انحصار
the monopolizer of the market has raised prices significantly.
متصدی بازار، قیمتها را به طور قابل توجهی افزایش داده است.
being a monopolizer can lead to legal issues.
تبعه بودن یک متصدی بازار میتواند منجر به مشکلات قانونی شود.
the monopolizer controls most of the industry.
متصدی بازار، بیشتر صنایع را کنترل میکند.
consumers often suffer when a monopolizer sets prices.
مصرفکنندگان اغلب در هنگام تعیین قیمت توسط یک متصدی بازار، متحمل رنج میشوند.
investors are wary of companies that are monopolizers.
سرمایهگذاران نسبت به شرکتهایی که متصدی بازار هستند، محتاط هستند.
the monopolizer's practices are under investigation.
رفتار متصدی بازار در حال بررسی است.
many believe that the monopolizer stifles competition.
بسیاری معتقدند که متصدی بازار، رقابت را خفه میکند.
the government aims to break the monopolizer's hold on the industry.
دولت قصد دارد سلطه متصدی بازار بر صنعت را از بین ببرد.
critics argue that the monopolizer harms innovation.
منتقدان استدلال میکنند که متصدی بازار به نوآوری آسیب میرساند.
regulations are needed to prevent monopolizer behavior.
برای جلوگیری از رفتار متصدی بازار، مقررات لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید