monopolizing power
متمرکز کردن قدرت
monopolizing market
متمرکز کردن بازار
monopolizing resources
متمرکز کردن منابع
monopolizing attention
متمرکز کردن توجه
monopolizing influence
متمرکز کردن نفوذ
monopolizing sales
متمرکز کردن فروش
monopolizing technology
متمرکز کردن فناوری
monopolizing talent
متمرکز کردن استعداد
monopolizing profits
متمرکز کردن سود
monopolizing business
متمرکز کردن کسب و کار
he is monopolizing the conversation at the meeting.
او در حال انحصار صحبتها در جلسه است.
the company is accused of monopolizing the market.
شرکت به انحصار بازار متهم شده است.
she has a habit of monopolizing all the attention.
او عادت دارد تمام توجهات را به خود اختصاص دهد.
monopolizing resources can harm competition.
انحصار منابع میتواند به رقابت آسیب برساند.
they are monopolizing the best talent in the industry.
آنها بهترین استعدادها را در صنعت به خود اختصاص میدهند.
his monopolizing behavior is frustrating his colleagues.
رفتار انحصاری او همکارانش را آزار میدهد.
we need to address the issue of monopolizing in our discussions.
ما باید مسئله انحصار را در بحثهای خود مورد توجه قرار دهیم.
monopolizing the spotlight can lead to resentment.
انحصار دادن توجهات میتواند منجر به نارضایتی شود.
he is often criticized for monopolizing the project.
او اغلب به خاطر به خود اختصاص دادن پروژه مورد انتقاد قرار میگیرد.
monopolizing technology can stifle innovation.
انحصار فناوری میتواند نوآوری را خفه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید