moralism

[ایالات متحده]/ˈmɒrəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈmɔːrəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اخلاقی کردن، به ویژه به شیوه‌ای خودحق‌بینانه؛ تأکید بیش از حد بر اخلاقیات

عبارات و ترکیب‌ها

moralism critique

نقد اخلاق‌گرایی

moralism debate

بحث اخلاق‌گرایی

moralism theory

تئوری اخلاق‌گرایی

moralism stance

موضع اخلاق‌گرایی

moralism perspective

دیدگاه اخلاق‌گرایی

moralism approach

رویکرد اخلاق‌گرایی

moralism issue

مسئله اخلاق‌گرایی

moralism influence

تاثیرگذاری اخلاق‌گرایی

moralism argument

استدلال اخلاق‌گرایی

جملات نمونه

moralism can sometimes lead to judgmental attitudes.

گاهی اوقات اخلاق‌گرایی می‌تواند منجر به نگرش‌های قضاوت‌گرانه شود.

his moralism often alienates his friends.

اخلاق‌گرایی او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کند.

she expressed her moralism through her art.

او اخلاق‌گرایی خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

moralism can restrict personal freedoms.

اخلاق‌گرایی می‌تواند آزادی‌های شخصی را محدود کند.

critics argue that moralism oversimplifies complex issues.

منتقدان استدلال می‌کنند که اخلاق‌گرایی مسائل پیچیده را بیش از حد ساده می‌کند.

his moralism is evident in his writings.

اخلاق‌گرایی او در نوشته‌هایش آشکار است.

many people associate moralism with hypocrisy.

بسیاری از مردم اخلاق‌گرایی را با ریاکاری مرتبط می‌کنند.

moralism often clashes with modern values.

اخلاق‌گرایی اغلب با ارزش‌های مدرن در تضاد است.

in debates, moralism can derail productive discussions.

در بحث‌ها، اخلاق‌گرایی می‌تواند بحث‌های سازنده را از مسیر خارج کند.

her approach to teaching is rooted in moralism.

روش تدریس او ریشه در اخلاق‌گرایی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید