social moralities
نجات اجتماعی
cultural moralities
نجات فرهنگی
personal moralities
نجات شخصی
ethical moralities
نجات اخلاقی
universal moralities
نجات جهانی
religious moralities
نجات مذهبی
communal moralities
نجات جمعی
traditional moralities
نجات سنتی
legal moralities
نجات قانونی
political moralities
نجات سیاسی
different cultures have various moralities.
فرهنگهای مختلف دارای اخلاقیات متنوعی هستند.
he struggled to reconcile his personal moralities with his professional duties.
او برای آشتی دادن اخلاقیات شخصی خود با وظایف حرفهای خود تلاش کرد.
society often influences individual moralities.
جامعه اغلب بر اخلاقیات فردی تأثیر میگذارد.
she questioned the moralities behind the decision.
او اخلاقیاتی را که پشت تصمیم وجود داشت زیر سوال برد.
moralities can vary greatly from one generation to another.
اخلاقیات میتواند به طور قابل توجهی از یک نسل به نسل دیگر متفاوت باشد.
understanding moralities is essential for ethical discussions.
درک اخلاقیات برای بحثهای اخلاقی ضروری است.
he wrote a book exploring the moralities of modern society.
او کتابی در مورد بررسی اخلاقیات جامعه مدرن نوشت.
many religions teach similar moralities.
بسیاری از ادیان اخلاقیات مشابهی را آموزش میدهند.
they debated the moralities of their actions.
آنها اخلاقیات اعمال خود را مورد بحث قرار دادند.
her moralities were shaped by her upbringing.
اخلاقیات او توسط تربیتش شکل گرفته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید