mortmain

[ایالات متحده]/ˈmɔːtmeɪn/
[بریتانیا]/ˈmɔrtmeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالکیت دائمی; زمین نگهداری شده به طور دائمی
Word Forms
جمعmortmains

عبارات و ترکیب‌ها

mortmain laws

قوانین موقوفه

mortmain property

اموال موقوفه

mortmain doctrine

اصل موقوفه

mortmain trusts

صندوق‌های موقوفه

mortmain entities

مؤسسات موقوفه

mortmain provisions

مفاد موقوفه

mortmain restrictions

محدودیت‌های موقوفه

mortmain interests

منافع موقوفه

mortmain agreements

توافقات موقوفه

mortmain issues

مسائل موقوفه

جملات نمونه

the concept of mortmain restricts land ownership.

مفهوم مرثام مالکیت زمین را محدود می‌کند.

many historical documents discuss mortmain laws.

اسناد تاریخی زیادی درباره قوانین مرثام بحث می‌کنند.

charitable organizations often deal with mortmain issues.

سازمان‌های خیریه اغلب با مسائل مرثام برخورد می‌کنند.

the church benefited from mortmain property ownership.

کلیسای از مالکیت املاک مرثام سود برد.

understanding mortmain can help in estate planning.

درک مرثام می‌تواند در برنامه‌ریزی املاک کمک کند.

mortmain can complicate property transfer processes.

مرثام می‌تواند فرآیندهای انتقال ملک را پیچیده کند.

legal experts often advise on mortmain concerns.

متخصصان حقوقی اغلب در مورد نگرانی‌های مرثام مشاوره می‌دهند.

historically, mortmain was used to protect assets.

در گذشته، از مرثام برای محافظت از دارایی‌ها استفاده می‌شد.

many countries have reformed mortmain laws.

بسیاری از کشورها قوانین مرثام را اصلاح کرده‌اند.

mortmain implications vary by jurisdiction.

پیامدهای مرثام بر اساس حوزه قضایی متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید