moted

[ایالات متحده]/məʊtɪd/
[بریتانیا]/moʊtɪd/

ترجمه

adj. گرد و غبار گرفته

عبارات و ترکیب‌ها

moted by

به شدت تحت تأثیر

highly moted

به شدت تحت تأثیر

moted factors

عوامل تحت تأثیر

moted team

تیم تحت تأثیر

moted leader

رهبر تحت تأثیر

moted environment

محیط تحت تأثیر

moted attitude

نگرش تحت تأثیر

moted individuals

افراد تحت تأثیر

moted workforce

نیروی کار تحت تأثیر

moted performance

عملکرد تحت تأثیر

جملات نمونه

he was deeply moted by the news of her success.

او عمیقاً تحت تأثیر خبر موفقیت او قرار گرفت.

the team was moted to work harder after the last defeat.

تیم پس از شکست اخیر به تلاش بیشتر ترغیب شد.

she felt moted to pursue her dreams despite the challenges.

او احساس کرد که با وجود چالش‌ها به دنبال رویاهایش تشویق شده است.

the speech moted everyone to take action.

سخنرانی همه را به اقدام تشویق کرد.

his achievements moted others in the community.

دستاوردهای او دیگران را در جامعه تشویق کرد.

the mentor's words moted her to excel in her studies.

سخنان مربی او را به برتری در تحصیلاتش تشویق کرد.

they were moted by the spirit of teamwork.

آنها تحت تأثیر روحیه کار گروهی قرار گرفتند.

the documentary moted viewers to care about the environment.

فیلم مستند بینندگان را به اهمیت دادن به محیط زیست تشویق کرد.

his passion for art moted her to start painting again.

اشتیاق او به هنر او را به شروع نقاشی دوباره تشویق کرد.

the charity event moted the community to come together.

رویداد خیریه جامعه را به گرد هم آمدن تشویق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید