mothball

[ایالات متحده]/'mɒθbɔːl/
[بریتانیا]/'mɔθbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلوله کافور که برای جلوگیری از کپک، آسیب پروانه و غیره استفاده می‌شود.
vt. در انبار قرار دادن
adj. در ذخیره نگه‌داشته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

store with mothballs

مغازه با قرص‌های ضد موریانه

جملات نمونه

He keep his car in mothballs during the winter.

او ماشین خود را در طول زمستان در کیسه‌های حصیری نگهداری می‌کند.

This paper provides synthesizer's heat exchanger area design method of additive mothballing wall temperature bondage condition in analysed corrosion mechanism of hydrogen chloride synthesizer.

این مقاله روش طراحی سطح مبدل حرارتی سنت سایزر را در شرایط بند نگه داشتن دمای دیواره افزودنی با بررسی مکانیسم خوردگی کلرید هیدروژن ارائه می دهد.

In the paralic zone .there are ample oil and gas resources, moreover, it is the important mothball area and reliver of oil and gas industry to increase reserves and enhance output.

در منطقه فراساحلی، منابع فراوان نفت و گاز وجود دارد، علاوه بر این، این منطقه مهم برای نگهداری و تامین‌کننده نفت و گاز برای افزایش ذخایر و بهبود تولید است.

to put clothes in mothballs

لباس‌ها را در کیسه‌های حصیری قرار دادن

mothballing a nuclear reactor

نگهداری یک رآکتور هسته‌ای

mothballing a space mission

نگهداری یک مأموریت فضایی

نمونه‌های واقعی

" I wonder is that more mothballs? " she thought, stooping down to feel it with her hand.

«من تعجب می کنم، آیا این بیشتر حشره کش است؟» او فکر کرد و خم شد تا با دست خود آن را حس کند.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

You also smell like mothballs and Ben-Gay.

شما هم بوی حشره کش و بن-گی دارید.

منبع: Young Sheldon - Season 2

He's got enough on his hands, getting the uniforms out of mothballs.

او به اندازه کافی کار دارد، لباس های متحدالشکل را از بین حشره کش بیرون بیاورد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

Might as well get a bigger box, more mothballs, put me away too.

بهتر است یک جعبه بزرگتر بگیریم، حشره کش بیشتر، من را هم کنار بگذارید.

منبع: Prosecution witness

The portrait of her that once hung at her alma mater Oxford University was mothballed.

تصویری از او که زمانی در دانشگاه آکسفورد، زادگاهش آویزان بود، در انبار نگهداری شد.

منبع: Time

Back then, it was hanging mothballs around your child's neck to prevent the scourge popularly known as infantile paralysis.

در آن زمان، آویزان کردن حشره کش دور گردن کودک برای جلوگیری از بیماری فلج کودکان که به طور گسترده به عنوان فلج کودکان شناخته می شود.

منبع: Time

There's naphthalene, the main ingredient in mothballs.

نافتالن وجود دارد، ماده اصلی حشره کش.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

A mothball was not useful at all.

حشره کش اصلا مفید نبود.

منبع: Pan Pan

Fearful of another Chernobyl or Fukushima, it mothballed its nuclear reactors.

با ترس از وقوع حادثه چرنوبیل یا فوکوشیما دیگر، نیروگاه های هسته ای خود را در انبار نگهداری کرد.

منبع: Economist Business

After the Second World War, the Navy scrapped many of its ships and sent many more into a ready-reserve " mothball" fleet.

پس از جنگ جهانی دوم، نیروی دریایی بسیاری از کشتی های خود را اسقاط کرد و بسیاری دیگر را به ناوگان "حشره کش" آماده رزرو فرستاد.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید