moule

[ایالات متحده]/muːl/
[بریتانیا]/muːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی صدف خوراکی، که معمولاً به عنوان جلبک شناخته می‌شود
Word Forms
جمعmoules

عبارات و ترکیب‌ها

moule sauce

قالب سس

moule frites

قالب سیب زمینی سرخ کرده

moule marinière

قالب ماری‌نِر

moule à gaufre

قالب وافل

moule en silicone

قالب سیلیکونی

moule de cuisson

قالب پخت

moule à tarte

قالب تارت

moule à chocolat

قالب شکلات

moule à muffins

قالب مافین

moule à pâtisserie

قالب شیرینی‌پزی

جملات نمونه

we need to moule the clay before it hardens.

ما باید خمیر را قبل از سفت شدن آن شکل دهیم.

she loves to moule her own pottery.

او عاشق شکل دادن به گلدان های خودش است.

he decided to moule the metal into a beautiful sculpture.

او تصمیم گرفت فلز را به یک مجسمه زیبا شکل دهد.

they will moule the dough for the bread.

آنها خمیر را برای نان شکل خواهند داد.

can you moule this wax into a candle?

آیا می توانید این موم را به یک شمع شکل دهید؟

it's important to moule your ideas before presenting them.

قبل از ارائه آنها مهم است که ایده های خود را شکل دهید.

we should moule the project plan together.

ما باید طرح پروژه را با هم شکل دهیم.

he will moule the project into a successful outcome.

او پروژه را به یک نتیجه موفقیت آمیز شکل خواهد داد.

she can moule her thoughts into a coherent argument.

او می تواند افکار خود را به یک استدلال منسجم شکل دهد.

they will moule the new policy to fit our needs.

آنها سیاست جدید را برای مطابقت با نیازهای ما شکل خواهند داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید