moulted feathers
پرهای ریخته شده
moulted skin
پوست ریخته شده
moulted shell
پوستهی ریخته شده
moulted hair
موهای ریخته شده
moulted scales
تغشیرات ریخته شده
moulted exoskeleton
اسکلت بیرونی ریخته شده
moulted plumage
پر و پنه ریخته شده
moulted coat
پوشش ریخته شده
moulted skin cells
سلولهای پوست ریخته شده
moulted layers
لایههای ریخته شده
the bird has moulted its feathers for the season.
پرنده برای فصل پرهای خود را ریخته است.
after it moulted, the snake looked much brighter.
بعد از اینکه پوستاندازی کرد، مار بسیار درخشانتر به نظر میرسید.
many insects moulted several times before becoming adults.
حشرات زیادی قبل از تبدیل شدن به بالغ، چندین بار پوستاندازی کردند.
the rabbit moulted and its coat became very soft.
خرگوش پوستاندازی کرد و خز آن بسیار نرم شد.
during spring, many animals moulted their winter coats.
در طول بهار، بسیاری از حیوانات پوشش زمستانی خود را پوستاندازی کردند.
the lizard moulted and revealed vibrant colors.
لاکپشت پوستاندازی کرد و رنگهای زنده نمایان شدند.
she noticed her pet parrot had moulted its feathers.
او متوجه شد که طوطوی خانگیاش پرهایش را ریخته است.
in the wild, animals moulted to adapt to their environment.
در طبیعت، حیوانات برای سازگاری با محیط خود پوستاندازی میکردند.
fish also moulted, shedding old scales for new ones.
ماهیها نیز پوستاندازی میکردند و فلسهای قدیمی خود را دور میریختند تا فلسهای جدید رشد کنند.
once a year, the crab moulted to grow larger.
یک بار در سال، خرچنگ پوستاندازی میکرد تا بزرگتر شود.
moulted feathers
پرهای ریخته شده
moulted skin
پوست ریخته شده
moulted shell
پوستهی ریخته شده
moulted hair
موهای ریخته شده
moulted scales
تغشیرات ریخته شده
moulted exoskeleton
اسکلت بیرونی ریخته شده
moulted plumage
پر و پنه ریخته شده
moulted coat
پوشش ریخته شده
moulted skin cells
سلولهای پوست ریخته شده
moulted layers
لایههای ریخته شده
the bird has moulted its feathers for the season.
پرنده برای فصل پرهای خود را ریخته است.
after it moulted, the snake looked much brighter.
بعد از اینکه پوستاندازی کرد، مار بسیار درخشانتر به نظر میرسید.
many insects moulted several times before becoming adults.
حشرات زیادی قبل از تبدیل شدن به بالغ، چندین بار پوستاندازی کردند.
the rabbit moulted and its coat became very soft.
خرگوش پوستاندازی کرد و خز آن بسیار نرم شد.
during spring, many animals moulted their winter coats.
در طول بهار، بسیاری از حیوانات پوشش زمستانی خود را پوستاندازی کردند.
the lizard moulted and revealed vibrant colors.
لاکپشت پوستاندازی کرد و رنگهای زنده نمایان شدند.
she noticed her pet parrot had moulted its feathers.
او متوجه شد که طوطوی خانگیاش پرهایش را ریخته است.
in the wild, animals moulted to adapt to their environment.
در طبیعت، حیوانات برای سازگاری با محیط خود پوستاندازی میکردند.
fish also moulted, shedding old scales for new ones.
ماهیها نیز پوستاندازی میکردند و فلسهای قدیمی خود را دور میریختند تا فلسهای جدید رشد کنند.
once a year, the crab moulted to grow larger.
یک بار در سال، خرچنگ پوستاندازی میکرد تا بزرگتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید