mountaineered

[ایالات متحده]/ˌmaʊntɪˈnɪəd/
[بریتانیا]/ˌmaʊntɪˈnɪrd/

ترجمه

v. کوه نوردی کردن
n. کوهنورد

عبارات و ترکیب‌ها

mountaineered successfully

با موفقیت کوهنوردی کرد

mountaineered together

با هم کوهنوردی کرد

mountaineered frequently

به طور مکرر کوهنوردی کرد

mountaineered boldly

با شجاعت کوهنوردی کرد

mountaineered often

اغراق کوهنوردی کرد

mountaineered skillfully

با مهارت کوهنوردی کرد

mountaineered passionately

با اشتیاق کوهنوردی کرد

mountaineered alone

به تنهایی کوهنوردی کرد

mountaineered recently

به تازگی کوهنوردی کرد

mountaineered carefully

با دقت کوهنوردی کرد

جملات نمونه

he mountaineered the highest peaks in the world.

او از بلندترین قله‌های جهان کوهنوردی کرد.

they mountaineered together during the summer vacation.

آنها در طول تعطیلات تابستان با هم کوهنوردی کردند.

she mountaineered with a group of experienced climbers.

او با گروهی از کوهنوردان با تجربه کوهنوردی کرد.

we mountaineered for days to reach the summit.

ما برای رسیدن به قله چندین روز کوهنوردی کردیم.

after he mountaineered, he felt a sense of achievement.

بعد از اینکه او کوهنوردی کرد، احساس موفقیت کرد.

mountaineered in harsh conditions can be quite challenging.

کوهنوردی در شرایط سخت می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

they mountaineered to raise funds for charity.

آنها برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه کوهنوردی کردند.

he mountaineered across several countries last year.

او سال گذشته در چندین کشور کوهنوردی کرد.

she mountaineered with her friends every weekend.

او هر آخر هفته با دوستانش کوهنوردی می‌کرد.

he mountaineered despite the risks involved.

او با وجود خطراتی که وجود داشت کوهنوردی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید