mousing around
گشتن با ماوس
mousing over
حرکت با ماوس روی
mousing speed
سرعت ماوس
mousing device
دستگاه ماوس
mousing action
عملکرد ماوس
mousing technique
تکنیک ماوس
mousing settings
تنظیمات ماوس
mousing function
عملکرد ماوس
mousing gesture
حرکت دست با ماوس
mousing input
ورودی ماوس
he spent hours mousing around the computer.
او ساعتها در حال کار با ماوس در کنار کامپیوتر بود.
mousing is essential for navigating through the software.
استفاده از ماوس برای پیمایش در نرمافزار ضروری است.
she prefers mousing over using keyboard shortcuts.
او ترجیح میدهد به جای میانبرهای صفحه کلید از ماوس استفاده کند.
he was mousing through the files to find the document.
او در حال پیمایش در فایلها با ماوس برای یافتن سند بود.
mousing can lead to repetitive strain injuries if overdone.
استفاده بیش از حد از ماوس میتواند منجر به آسیبهای ناشی از تکرار حرکات شود.
she enjoys mousing through the internet for new recipes.
او از گشت و گذار در اینترنت با ماوس برای یافتن دستور العملهای جدید لذت میبرد.
after mousing around, he finally found the settings.
پس از گشت و گذار با ماوس، او بالاخره تنظیمات را پیدا کرد.
mousing can be tiring after long hours of work.
بعد از ساعتهای طولانی کار، استفاده از ماوس میتواند خستهکننده باشد.
she was mousing over the images to see the details.
او در حال نگاه کردن به تصاویر با ماوس بود تا جزئیات را ببیند.
mousing is often faster than typing for some tasks.
برای برخی از کارها، استفاده از ماوس اغلب سریعتر از تایپ کردن است.
mousing around
گشتن با ماوس
mousing over
حرکت با ماوس روی
mousing speed
سرعت ماوس
mousing device
دستگاه ماوس
mousing action
عملکرد ماوس
mousing technique
تکنیک ماوس
mousing settings
تنظیمات ماوس
mousing function
عملکرد ماوس
mousing gesture
حرکت دست با ماوس
mousing input
ورودی ماوس
he spent hours mousing around the computer.
او ساعتها در حال کار با ماوس در کنار کامپیوتر بود.
mousing is essential for navigating through the software.
استفاده از ماوس برای پیمایش در نرمافزار ضروری است.
she prefers mousing over using keyboard shortcuts.
او ترجیح میدهد به جای میانبرهای صفحه کلید از ماوس استفاده کند.
he was mousing through the files to find the document.
او در حال پیمایش در فایلها با ماوس برای یافتن سند بود.
mousing can lead to repetitive strain injuries if overdone.
استفاده بیش از حد از ماوس میتواند منجر به آسیبهای ناشی از تکرار حرکات شود.
she enjoys mousing through the internet for new recipes.
او از گشت و گذار در اینترنت با ماوس برای یافتن دستور العملهای جدید لذت میبرد.
after mousing around, he finally found the settings.
پس از گشت و گذار با ماوس، او بالاخره تنظیمات را پیدا کرد.
mousing can be tiring after long hours of work.
بعد از ساعتهای طولانی کار، استفاده از ماوس میتواند خستهکننده باشد.
she was mousing over the images to see the details.
او در حال نگاه کردن به تصاویر با ماوس بود تا جزئیات را ببیند.
mousing is often faster than typing for some tasks.
برای برخی از کارها، استفاده از ماوس اغلب سریعتر از تایپ کردن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید