muckrakes

[ایالات متحده]/ˈmʌk.reɪk/
[بریتانیا]/ˈmʌk.reɪk/

ترجمه

v. رسوایی‌ها را جمع‌آوری و افشا کردن، به‌ویژه در میان افراد مشهور

عبارات و ترکیب‌ها

muckrakes scandals

افشای رسوایی‌ها

muckrakes corruption

فساد

muckrakes truth

حقیقت

muckrakes issues

مسائل

muckrakes stories

داستان‌ها

muckrakes journalism

روزنامه‌نگاری

muckrakes investigations

تحقیقات

muckrakes practices

روش‌ها

muckrakes facts

حقایق

muckrakes accountability

پاسخگویی

جملات نمونه

muckrakes often uncover hidden truths in society.

مُک‌رَک‌ها اغلب حقایق پنهان را در جامعه کشف می‌کنند.

the journalist used muckrakes to expose corruption.

روزنامه‌نگار از مُک‌رَک‌ها برای افشای فساد استفاده کرد.

many muckrakes focus on political scandals.

بسیاری از مُک‌رَک‌ها بر روی رسوه‌های سیاسی تمرکز دارند.

documentaries often serve as muckrakes for social issues.

فیلم‌های مستند اغلب به عنوان مُک‌رَک برای مسائل اجتماعی عمل می‌کنند.

the muckrakes brought attention to environmental problems.

مُک‌رَک‌ها توجه را به مشکلات زیست‌محیطی جلب کردند.

investigative reporters are modern-day muckrakes.

گزارشگران تحقیقی مُک‌رَک‌های مدرن هستند.

muckrakes play a crucial role in democracy.

مُک‌رَک‌ها نقش مهمی در دموکراسی ایفا می‌کنند.

the book is filled with muckrakes about corporate greed.

کتاب مملو از مُک‌رَک‌هایی در مورد طمع شرکتی است.

social media has become a platform for muckrakes.

شبکه‌های اجتماعی به بستری برای مُک‌رَک‌ها تبدیل شده‌اند.

many muckrakes have faced backlash for their findings.

بسیاری از مُک‌رَک‌ها به دلیل یافته‌های خود با واکنش منفی روبرو شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید