mucks

[ایالات متحده]/mʌks/
[بریتانیا]/mʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کود را به زمین زدن

عبارات و ترکیب‌ها

mucks up

به هم می‌ریزد

mucks around

سرگردان است

mucks in

در آن دخالت می‌کند

mucks off

بیرون برود

mucks about

دست و پا چلفتی می‌کند

mucks with

با آن ور می‌رود

mucks things

چیزها را به هم می‌ریزد

mucks it

آن را خراب می‌کند

mucks up badly

خیلی آن را به هم می‌ریزد

mucks around aimlessly

بی هدف سرگردان است

جملات نمونه

he always mucks around instead of doing his work.

او به جای انجام کارش همیشه سر و کله‌اش درگیر است.

don't muck up the presentation with too many slides.

ارائه را با اسلایدهای زیاد خراب نکنید.

she mucks in the garden every weekend.

او آخر هفته‌ها در باغ سر و کار دارد.

they muck about at the park after school.

آنها بعد از مدرسه در پارک سرگردانی می‌کنند.

he mucked up the recipe and ruined dinner.

او دستور العمل را خراب کرد و شام را خراب کرد.

stop mucking around and get to work!

دست از بازی کردن بردارید و به کار بروید!

the kids always muck up the living room.

کودکان همیشه اتاق نشیمن را به هم می‌ریزند.

she tends to muck things up when she's nervous.

وقتی عصبی است، معمولاً چیزها را خراب می‌کند.

he mucks with the computer settings too much.

او زیاد با تنظیمات کامپیوتر ور می‌رود.

they like to muck around with new technology.

آنها دوست دارند با فناوری‌های جدید بازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید