mudsill

[ایالات متحده]/ˈmʌd.sɪl/
[بریتانیا]/ˈmʌd.sɪl/

ترجمه

n. پایه یا حمایت زیرین یک سازه؛ یک فرد حقیر یا پست

عبارات و ترکیب‌ها

mudsill foundation

بنیاد گل‌سنگ

mudsill beam

تیر گل‌سنگ

mudsill height

ارتفاع گل‌سنگ

mudsill level

سطح گل‌سنگ

mudsill support

پشتیبانی گل‌سنگ

mudsill plate

صفحه گل‌سنگ

mudsill installation

نصب گل‌سنگ

mudsill repair

تعمیر گل‌سنگ

mudsill design

طراحی گل‌سنگ

mudsill construction

ساختمان گل‌سنگ

جملات نمونه

the contractor placed the mudsill on the foundation.

کنسرو، تیرچه را روی فنداسیون قرار داد.

we need to check the mudsill for any signs of rot.

ما باید تیرچه را برای هرگونه علائم پوسیدگی بررسی کنیم.

the mudsill is crucial for the stability of the building.

تیرچه برای استحکام ساختمان حیاتی است.

he measured the mudsill before starting the construction.

او قبل از شروع ساخت و ساز، تیرچه را اندازه گیری کرد.

proper drainage is essential around the mudsill.

زهکشی مناسب در اطراف تیرچه ضروری است.

they replaced the old mudsill with a new one.

آنها تیرچه قدیمی را با یک تیرچه جدید جایگزین کردند.

the mudsill should be level to ensure a solid frame.

تیرچه باید تراز باشد تا یک قاب محکم را تضمین کند.

inspecting the mudsill is part of the building maintenance.

بازرسی تیرچه بخشی از نگهداری ساختمان است.

we found termites near the mudsill during the inspection.

ما موریانه ها را در نزدیکی تیرچه در حین بازرسی پیدا کردیم.

the architect recommended using treated wood for the mudsill.

معمار توصیه کرد از چوب درمان شده برای تیرچه استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید