muff

[ایالات متحده]/mʌf/
[بریتانیا]/mʌf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش حفاظتی برای دست‌ها، شخص دست و پا چلفتی، عدم توانایی در گرفتن توپ
v. خراب کردن، عدم توانایی در گرفتن (یک توپ)، شکست خوردن.
Word Forms
جمعmuffs
صفت یا فعل حال استمراریmuffing
زمان گذشتهmuffed
شکل سوم شخص مفردmuffs
قسمت سوم فعلmuffed

عبارات و ترکیب‌ها

blueberry muffin

مافین بلوبری

muffin recipe

دستور العمل مافین

warm muffins

مافین های گرم

banana muffin

مافین موز

جملات نمونه

She wore a cozy muff to keep her hands warm in the cold weather.

او یک دستکش پشمی راحت پوشید تا دست‌هایش را در هوای سرد گرم نگه دارد.

The baker used a muffin tin to bake delicious muffins.

آشپز از یک قالب مافین برای پختن مافین های خوشمزه استفاده کرد.

He accidentally dropped his muff on the muddy ground.

او به طور تصادفی دستکش خود را روی زمین گل آلود انداخت.

The muffler on the car was making a strange noise.

محرک خودرو صدای عجیبی ایجاد می کرد.

She wrapped her hands in a soft muff to protect them from the cold wind.

او دست‌هایش را در یک دستکش نرم پیچید تا از باد سرد محافظت کند.

The mechanic fixed the muffler on the car.

مکانیک محرک خودرو را تعمیر کرد.

The bride carried a beautiful white muff as part of her wedding ensemble.

عروس یک دستکش سفید زیبا به عنوان بخشی از لباس عروس خود حمل کرد.

He used a muff to muffle the sound of the alarm clock.

او از یک دستکش برای خفه کردن صدای ساعت زنگ دار استفاده کرد.

The snowboarder wore a muffler around his neck to stay warm on the slopes.

اسکی باز یک محفظه را دور گردنش انداخت تا در پیست گرم بماند.

She baked a batch of blueberry muffins for breakfast.

او یک دسته مافین بلوبری برای صبحانه پخت.

نمونه‌های واقعی

Everyone muffs them once in a while.

همه گاهی اوقات آن‌ها را خراب می‌کنند.

منبع: Emma Watson Compilation

Quick, Sarah, the ear muffs! - Oh!

سریعا، سارا، گوشی‌ها! - اوه!

منبع: Sarah and the little duckling

Oh... and ear muffs! Put these on... here we go.

اوه... و گوشی‌ها! اینها را بپوشید... بریم.

منبع: EnglishPod 181-270

So it's important to cover your ears with ear muffs in a job like that!

بنابراین مهم است که گوش های خود را با گوشی در شغلی مانند آن بپوشانید!

منبع: 6 Minute English

They wish to get his skin to make coats and blankets and muffs.

آنها می‌خواهند پوست او را برای ساختن لباس‌ها و پتوها و گوشی‌ها به دست آورند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 2

No. I don't like scarves and I don't like things like ear muffs and gloves.

نه. من علاقه‌ای به روسری ندارم و دوست ندارم چیزهایی مثل گوشی و دستکش.

منبع: American English dialogue

This muff has a silky appearance and is white, slightly tinted with reddish brown.

این گوشی ظاهر ابریشمی دارد و سفید است، کمی با رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز.

منبع: American Elementary School English 5

But it was obvious that the dress, bonnet and muff found no favor with her.

اما بدیهی بود که لباس، کلاه و گوشی مورد پسند او نبود.

منبع: Gone with the Wind

I took up my muff and walked on.

گوشی‌ام را بالا برداشتم و راه افتادم.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

Oh, it's colder. I left my muff at home.

اوه، سردتر است. گوشی‌ام را در خانه جا گذاشتم.

منبع: movie

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید