mulcting

[ایالات متحده]/ˈmʌlk.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌlk.tɪŋ/

ترجمه

v. تحمیل جریمه یا مجازات؛ محروم کردن کسی از چیزی، به ویژه پول

عبارات و ترکیب‌ها

mulcting fines

جریمه‌ نمایی

mulcting fees

هزینه‌های ضبط

mulcting profits

ضبط سود

mulcting taxes

ضبط مالیات

mulcting schemes

طرح‌های ضبط

mulcting practices

روش‌های ضبط

mulcting authority

اختیار ضبط

mulcting individuals

ضبط افراد

mulcting organizations

ضبط سازمان‌ها

mulcting activities

فعالیت‌های ضبط

جملات نمونه

the con artist was mulcting the unsuspecting victims.

کلاهبردار قربانیان ناآگاه را مورد کلاهبرداری قرار می‌داد.

they were accused of mulcting funds from the charity.

اتهام وجود داشت که آنها وجوه خیریه را مورد کلاهبرداری قرار داده‌اند.

mulcting the wealthy is a common theme in many novels.

کلاهبرداری از ثروتمندان یک مضمون رایج در بسیاری از رمان‌ها است.

he was caught mulcting his clients out of their savings.

او در حال کلاهبرداری از مشتریانش از پس‌اندازشان دستگیر شد.

the government is cracking down on mulcting practices.

دولت در حال مقابله با روش‌های کلاهبرداری است.

she felt guilty for mulcting her friends during the game.

او به خاطر کلاهبرداری از دوستانش در طول بازی احساس گناه می‌کرد.

mulcting is illegal and can lead to severe penalties.

کلاهبرداری غیرقانونی است و می‌تواند منجر به مجازات‌های شدید شود.

the detective uncovered a scheme involving mulcting.

مامور پلیس طرحی را شامل کلاهبرداری کشف کرد.

he was notorious for mulcting money from investors.

او به خاطر کلاهبرداری از سرمایه‌گذاران مشهور بود.

mulcting has serious repercussions in the business world.

کلاهبرداری عواقب جدی در دنیای کسب و کار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید