multilobed

[ایالات متحده]/[ˈmʌltiˌləʊbd]/
[بریتانیا]/[ˈmʌltiˌloʊbd]/

ترجمه

adj. دارای لوب‌های متعدد یا برآمدگی‌های گرد؛ مشخص شده با لوب‌های متعدد.

عبارات و ترکیب‌ها

multilobed structure

ساختار چند لوبه

highly multilobed

بسیار چند لوبه

multilobed pattern

الگوی چند لوبه

showing multilobed

نشان دادن چند لوبه

multilobed appearance

ظاهر چند لوبه

multilobed design

طراحی چند لوبه

become multilobed

چند لوبه شود

clearly multilobed

به وضوح چند لوبه

multilobed forms

فرم‌های چند لوبه

complex multilobed

چند لوبه پیچیده

جملات نمونه

the flower had a strikingly multilobed structure.

گل دارای ساختاری چند لوبه ای چشمگیر بود.

we observed multilobed patterns in the brain scans.

ما الگوهای چند لوبه ای را در اسکن های مغز مشاهده کردیم.

the trilobite fossil exhibited a characteristic multilobed morphology.

فسیل ثلاث لوبه ای دارای مورفولوژی مشخص چند لوبه ای بود.

the multilobed design of the antenna improved signal reception.

طراحی چند لوبه ای آنتن باعث بهبود دریافت سیگنال شد.

the multilobed leaf provided a large surface area for photosynthesis.

برگ چند لوبه ای سطح بزرگی برای فتوسنتز فراهم کرد.

the geological formation displayed multilobed strata.

تشکیل زمین شناسی دارای لایه های چند لوبه ای بود.

the multilobed architecture of the neuron is fascinating.

معماری چند لوبه ای نورون جذاب است.

the multilobed structure of the coral reef was complex.

ساختار چند لوبه ای صخره مرجانی پیچیده بود.

the multilobed shape of the asteroid was unusual.

شکل چند لوبه ای سیارک غیرمعمول بود.

the multilobed root system helped anchor the tree.

سیستم ریشه ای چند لوبه ای به تثبیت درخت کمک کرد.

the multilobed pattern was repeated across the surface.

الگوی چند لوبه ای در سراسر سطح تکرار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید