handheld multitool
ابزار چندمنظوره دستی
multitool kit
کیت ابزار چندمنظوره
compact multitool
ابزار چندمنظوره فشرده
multitool pliers
قیچی ابزار چندمنظوره
multitool knife
چاقوی ابزار چندمنظوره
multitool set
ست ابزار چندمنظوره
folding multitool
ابزار چندمنظوره تاشو
multitool screwdriver
پیچگوشتی ابزار چندمنظوره
multitool accessories
لوازم جانبی ابزار چندمنظوره
electric multitool
ابزار چندمنظوره برقی
i always carry a multitool in my backpack.
من همیشه یک مولتیتول در کولهپشتیام حمل میکنم.
a multitool can be very handy for camping trips.
یک مولتیتول میتواند برای سفرهای کمپینگ بسیار مفید باشد.
he used his multitool to fix the bike tire.
او از مولتیتول خود برای تعمیر لاستیک دوچرخه استفاده کرد.
buying a multitool is a smart investment for diy enthusiasts.
خریدن یک مولتیتول یک سرمایهگذاری هوشمندانه برای علاقهمندان به کارهای دستی است.
my multitool has a knife, screwdriver, and pliers.
مولتیتول من دارای چاقو، پیچگوشتی و انبرد است.
he always recommends a multitool for emergency situations.
او همیشه یک مولتیتول را برای شرایط اضطراری توصیه میکند.
she was impressed by the versatility of the multitool.
او تحت تاثیر تطبیقپذیری مولتیتول قرار گرفت.
using a multitool can save you space in your toolbox.
استفاده از یک مولتیتول میتواند در جعبه ابزار شما فضا را صرفهجویی کند.
he demonstrated how to use the multitool effectively.
او نحوه استفاده موثر از مولتیتول را نشان داد.
a good multitool should be durable and reliable.
یک مولتیتول خوب باید بادوام و قابل اعتماد باشد.
handheld multitool
ابزار چندمنظوره دستی
multitool kit
کیت ابزار چندمنظوره
compact multitool
ابزار چندمنظوره فشرده
multitool pliers
قیچی ابزار چندمنظوره
multitool knife
چاقوی ابزار چندمنظوره
multitool set
ست ابزار چندمنظوره
folding multitool
ابزار چندمنظوره تاشو
multitool screwdriver
پیچگوشتی ابزار چندمنظوره
multitool accessories
لوازم جانبی ابزار چندمنظوره
electric multitool
ابزار چندمنظوره برقی
i always carry a multitool in my backpack.
من همیشه یک مولتیتول در کولهپشتیام حمل میکنم.
a multitool can be very handy for camping trips.
یک مولتیتول میتواند برای سفرهای کمپینگ بسیار مفید باشد.
he used his multitool to fix the bike tire.
او از مولتیتول خود برای تعمیر لاستیک دوچرخه استفاده کرد.
buying a multitool is a smart investment for diy enthusiasts.
خریدن یک مولتیتول یک سرمایهگذاری هوشمندانه برای علاقهمندان به کارهای دستی است.
my multitool has a knife, screwdriver, and pliers.
مولتیتول من دارای چاقو، پیچگوشتی و انبرد است.
he always recommends a multitool for emergency situations.
او همیشه یک مولتیتول را برای شرایط اضطراری توصیه میکند.
she was impressed by the versatility of the multitool.
او تحت تاثیر تطبیقپذیری مولتیتول قرار گرفت.
using a multitool can save you space in your toolbox.
استفاده از یک مولتیتول میتواند در جعبه ابزار شما فضا را صرفهجویی کند.
he demonstrated how to use the multitool effectively.
او نحوه استفاده موثر از مولتیتول را نشان داد.
a good multitool should be durable and reliable.
یک مولتیتول خوب باید بادوام و قابل اعتماد باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید