mump

[ایالات متحده]/mʌmp/
[بریتانیا]/mʌmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور نامفهوم صحبت کردن یا جویدن؛ به شیوه‌ای آرام صحبت کردن، درخواست کردن، فریب دادن
Word Forms
جمعmumps

عبارات و ترکیب‌ها

mump fever

تب ميلگرد

mump outbreak

شیوع ميلگرد

mump vaccine

واکسن ميلگرد

mump symptoms

علائم ميلگرد

mump infection

عفونت ميلگرد

mump virus

ویروس ميلگرد

mump case

موارد ميلگرد

mump prevention

جلوگیری از ميلگرد

mump diagnosis

تشخيص ميلگرد

mump complications

عوارض ميلگرد

جملات نمونه

don't mump about the weather; let's enjoy our time outside.

نگران بودن درباره هوا را متوقف کنید؛ بیایید از وقت خود در فضای باز لذت ببریم.

he tends to mump when things don't go his way.

او معمولاً غر می زند وقتی که همه چیز طبق خواسته اش پیش نمی رود.

it's better to address issues than to mump in silence.

بهتر است مسائل را حل کنید تا در سکوت غر بزنید.

she always mumps about her workload at the office.

او همیشه در مورد حجم کاری خود در دفتر غر می زند.

instead of mumping, let's find a solution together.

به جای غر زدن، بیایید با هم یک راه حل پیدا کنیم.

he has a habit of mumping whenever he feels stressed.

وقتی احساس استرس می کند، عادت به غر زدن دارد.

it's tiring to listen to someone who constantly mumps.

گوش دادن به کسی که دائماً غر می زند، خسته کننده است.

let's not mump about our problems but focus on the positives.

بیایید در مورد مشکلات خود غر نزنیم، بلکه بر جنبه های مثبت تمرکز کنیم.

she mumps about the traffic every morning on her commute.

او هر روز صبح در مورد ترافیک در مسیر رفت و برگشت خود غر می زند.

he prefers to mump instead of taking action to change things.

او ترجیح می دهد به جای اقدام برای تغییر شرایط غر بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید