musclemen

[ایالات متحده]/ˈmʌsəlˌmæn/
[بریتانیا]/ˈmʌsəlˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرد قوی، معمولاً با عضلات مشخص، که به طور معمول با قدرت بدنی یا بدنسازی مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

muscleman competition

مسابقه مردان بدنساز

muscleman workout

تمرین بدنسازان

muscleman physique

اندام مردان بدنساز

muscleman training

آموزش بدنسازان

muscleman diet

رژیم غذایی بدنسازان

muscleman style

سبک مردان بدنساز

muscleman image

تصویر مرد بدنساز

muscleman pose

حالت مرد بدنساز

muscleman strength

قدرت مردان بدنساز

muscleman fan

طرفدار مرد بدنساز

جملات نمونه

he is a true muscleman who spends hours in the gym.

او یک بدنساز واقعی است که ساعت ها در باشگاه می گذراند.

the muscleman lifted the heavy weights with ease.

آن بدنساز به راحتی وزنه های سنگین را بلند کرد.

many admire the muscleman for his dedication to fitness.

بسیاری از مردم او را به دلیل تعهدش به تناسب اندام تحسین می کنند.

being a muscleman requires a strict diet and training routine.

بدنسازی نیاز به یک رژیم غذایی و برنامه تمرینی سخت دارد.

the muscleman participated in the bodybuilding competition.

آن بدنساز در مسابقه پرورش اندام شرکت کرد.

she dated a muscleman who was very passionate about sports.

او با یک بدنساز قرار گذاشت که خیلی به ورزش علاقه داشت.

his goal is to become a professional muscleman one day.

هدف او این است که یک روز به یک بدنساز حرفه ای تبدیل شود.

the muscleman inspired others to pursue their fitness goals.

آن بدنساز دیگران را به دنبال کردن اهداف تناسب اندام خود تشویق کرد.

she admired the muscleman’s strength and determination.

او از قدرت و اراده آن بدنساز تحسین کرد.

the muscleman shared his workout tips on social media.

آن بدنساز نکات تمرینی خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید