mushing

[ایالات متحده]/ˈmʌʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از mush; نرم و شل کردن چیزی
n. حالت گم شدن یا غرق شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dog mushing

مسیر کشیدن سگ

mushing sport

ورزش اسنوبرد

mushing team

تیم اسنوبرد

mushing race

مسابقه اسنوبرد

mushing trail

مسیر اسنوبرد

mushing gear

تجهیزات اسنوبرد

mushing event

رویداد اسنوبرد

mushing season

فصل اسنوبرد

mushing dogs

سگ های اسنوبرد

mushing techniques

تکنیک های اسنوبرد

جملات نمونه

mushing is a popular sport in cold climates.

کشیدن گشتن یک ورزش محبوب در مناطق سردسیری است.

many people enjoy mushing during the winter months.

بسیاری از مردم از کشیدن گشتن در ماه های زمستان لذت می برند.

she learned the basics of mushing before her first race.

او قبل از اولین مسابقه خود اصول اولیه کشیدن گشتن را یاد گرفت.

mushing requires teamwork between the musher and the dogs.

کشیدن گشتن به همکاری بین کشنده و سگ ها نیاز دارد.

the thrill of mushing can be addictive.

هیجان کشیدن گشتن می تواند اعتیاد آور باشد.

he spent years training his dogs for mushing competitions.

او سال ها برای مسابقات کشیدن گشتن سگ های خود را آموزش داد.

safety gear is essential for anyone involved in mushing.

تجهیزات ایمنی برای هر کسی که در کشیدن گشتن شرکت دارد ضروری است.

mushing can be a great way to explore snowy landscapes.

کشیدن گشتن می تواند راهی عالی برای کشف مناظر پوشیده از برف باشد.

she dreams of becoming a professional musher one day.

او رویای تبدیل شدن به یک کشنده حرفه ای را در یک روز دارد.

joining a mushing club can provide valuable experience.

پیوستن به یک باشگاه کشیدن گشتن می تواند تجربه ارزشمندی را ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید