musters

[ایالات متحده]/ˈmʌstə(r)z/
[بریتانیا]/ˈmʌstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع کردن یا گردآوری (به ویژه نیروها)؛ جمع آوری چیزی از دیگران؛ گردهم آمدن یا بسیج کردن؛ برانگیختن یا الهام بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

musters courage

جمع آوری شجاعت

musters support

جمع آوری حمایت

musters strength

جمع آوری قدرت

musters energy

جمع آوری انرژی

musters resources

جمع آوری منابع

musters resolve

جمع آوری اراده

musters talent

جمع آوری استعداد

musters enthusiasm

جمع آوری اشتیاق

musters skills

جمع آوری مهارت

musters willpower

جمع آوری اراده

جملات نمونه

she musters the courage to speak in public.

او شجاعت صحبت کردن در جمع را پیدا می‌کند.

he musters all his strength to lift the heavy box.

او تمام قدرتش را برای بلند کردن جعبه سنگین جمع می‌کند.

the team musters enthusiasm for the upcoming game.

تیم برای بازی آینده، شور و شوق خود را جمع می‌کند.

she musters her thoughts before the meeting.

او قبل از جلسه افکار خود را جمع می‌کند.

he musters a smile despite feeling nervous.

او با وجود احساس اضطراب لبخندی جمع می‌کند.

the community musters support for the local charity.

جامعه از خیریه محلی حمایت می‌کند.

she musters her energy for the long hike.

او انرژی خود را برای پیاده‌روی طولانی جمع می‌کند.

he musters the confidence to ask for a promotion.

او اعتماد به نفس لازم برای درخواست ترفیع را جمع می‌کند.

the student musters the knowledge needed for the exam.

دانشجو دانش مورد نیاز برای امتحان را جمع می‌کند.

they musters their resources to help the victims.

آنها منابع خود را برای کمک به قربانیان جمع می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید