musts

[ایالات متحده]/mʌsts/
[بریتانیا]/mʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیانگر ضرورت یا اهمیت است؛ پیشنهاد می‌کند که چیزی باید انجام شود؛ نشان می‌دهد که چیزی احتمالاً یا منطقی است

عبارات و ترکیب‌ها

travel musts

ضروری‌های سفر

packing musts

ضروری‌های بسته‌بندی

safety musts

ضروری‌های ایمنی

work musts

ضروری‌های کاری

life musts

ضروری‌های زندگی

home musts

ضروری‌های خانه

health musts

ضروری‌های سلامتی

study musts

ضروری‌های تحصیل

event musts

ضروری‌های رویداد

fashion musts

ضروری‌های مد

جملات نمونه

there are some musts when planning a wedding.

برخی از الزامات هنگام برنامه ریزی عروسی وجود دارد.

traveling to paris has its musts, like visiting the eiffel tower.

سفر به پاریس الزامات خود را دارد، مانند بازدید از برج ایفل.

for a successful career, networking is one of the musts.

برای یک شغل موفق، شبکه سازی یکی از الزامات است.

reading is a must for anyone who wants to expand their knowledge.

مطالعه برای هر کسی که می خواهد دانش خود را گسترش دهد، ضروری است.

good communication skills are musts in any job.

مهارت های ارتباطی خوب در هر شغلی ضروری هستند.

when hiking, bringing enough water is one of the musts.

هنگام پیاده روی، آوردن آب کافی یکی از الزامات است.

in cooking, there are some musts like using fresh ingredients.

در آشپزی، برخی از الزامات مانند استفاده از مواد تازه وجود دارد.

for a healthy lifestyle, exercise and balanced diet are musts.

برای یک سبک زندگی سالم، ورزش و رژیم غذایی متعادل الزامی است.

attending the orientation is a must for new employees.

حضور در جلسه خوش آمدگویی برای کارمندان جدید ضروری است.

for a great vacation, relaxation and fun activities are musts.

برای یک تعطیلات عالی، آرامش و فعالیت های سرگرم کننده الزامی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید