mutative change
تغییرات جهشی
mutative process
فرآیند جهشی
mutative effect
اثر جهشی
mutative factor
عامل جهشی
mutative gene
ژن جهشی
mutative trait
ویژگی جهشی
mutative influence
تاثیر جهشی
mutative adaptation
سازگاری جهشی
mutative response
پاسخ جهشی
mutative mechanism
مکانیزم جهشی
the mutative nature of the virus makes it difficult to control.
طبیعت دگرگونکننده ویروس کنترل آن را دشوار میکند.
scientists study mutative processes in genetics.
دانشمندان فرآیندهای دگرگونکننده را در ژنتیک مطالعه میکنند.
his mutative ideas challenged traditional beliefs.
ایدههای دگرگونکننده او باورهای سنتی را به چالش کشید.
mutative changes in the environment can affect species survival.
تغییرات دگرگونکننده در محیط زیست میتواند بر بقای گونهها تأثیر بگذارد.
the artist's style is known for its mutative qualities.
سبک هنرمند به خاطر ویژگیهای دگرگونکننده آن شناخته شده است.
mutative factors play a significant role in evolution.
عوامل دگرگونکننده نقش مهمی در تکامل ایفا میکنند.
her mutative approach to problem-solving is impressive.
رویکرد دگرگونکننده او به حل مسئله قابل تحسین است.
understanding mutative dynamics is crucial for effective treatment.
درک پویاییهای دگرگونکننده برای درمان مؤثر بسیار مهم است.
they observed mutative trends in the population over time.
آنها روند دگرگونکننده را در جمعیت در طول زمان مشاهده کردند.
the mutative effects of climate change are alarming.
اثرات دگرگونکننده تغییرات آب و هوایی نگرانکننده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید